اعدام مهدی هاشمی؛ مقدمه حذف آیت‌الله منتظری در فروردین ۶۸

نگام ، سیاسی _ انتشار فایل صوتی اعتراض آیت الله منتظری به اعدام های سال ۶۷، پخش مستند قائم مقام و همچنین گفته های احمد منتظری درباره نقش ویژه احمد خمینی درحذف پدرش، در دو سال گذشته بار دیگر موضوع حذف قائم مقام رهبر جمهوری اسلامی را مطرح کرده است.

 

به گزارش بی بی سی فارسی ، در اتفاقات مربوط به حذف آیت الله منتظری به موضوع اعتراض او به اعدام های زندانیان سیاسی درسال ۶۷ توجه بیشتری شده است. پروژه حذف آیت الله منتظری اما دو سال پیش از این اعتراض و با پرونده مهدی هاشمی، برادر داماد آیت الله منتظری، کلید خورده بود.

فردی که به دلیل جایگاه پدرش که یکی از چهره های برجسته حوزه علمیه اصفهان بود، با محمد منتظری، فرزند آیت الله منتظری رابطه نزدیکی داشت و پس از ازدواج برادرش هادی با دختر آیت‌الله منتظری،ارتباطش با آیت الله منتظری نیز نزدیک تر شد.

مهدی هاشمی به سخنرانی ها و فعالیت هایش علیه حکومت شاه در قهدریجان زادگاهش و همچنین اصفهان مشهور بود و پیش از انقلاب ۵۷ به اتهام دست داشتن در قتل آیت الله شمس آبادی، روحانی محافظه کار منتقد آیت الله خمینی، به اعدام محکوم شده بود. دیوان عالی کشور اما این حکم را به دلیل نقض تحقیقات به دادگاه اولیه فرستاد و زمانی که پرونده در جریان بود انقلاب ۵۷ رخ داد و مهدی هاشمی از زندان آزاد شد.

مهدی هاشمی پس از انقلاب با حکم علی خامنه ای به عنوان عضو شورای فرماندهی سپاه پاسداران منصوب شد. او پس از ترور محمد منتظری، مسئول واحد نهضت های آزادی بخش سپاه پاسداران شد اما با محسن رضایی، فرمانده کل سپاه اختلاف هایی داشت و این واحد در اساسنامه سپاه که سال ۶۱ در مجلس تصویب شده بود، حذف شد.

پس از این اتفاقات “موسسه نهضت های آزادی بخش” زیر نظر آیت الله منتظری در قم تشکیل و مهدی هاشمی رئیس آن شد.

او در آن سال ها یکی از چهره های شناخته شده در فضای سیاسی و در بین فرماندهان سپاه پاسداران بود. آن گونه که در کتاب “واقعیت ها و قضاوت ها” که در دفتر آیت الله منتظری نوشته شده آمده، بعد از اعدام مهدی هاشمی تعدادی از فرماندهان ارشد سپاه پاسداران از جمله حسین خرازی، فرمانده لشگر۱۴ امام حسین اصفهان”مسئله دار” شدند.

با وجود این سوابق اما مهدی هاشمی درسال ۶۵ توسط وزارت اطلاعات دستگیر شد. محمد محمدی ری شهری، وزیر اطلاعات، دلیل دستگیری مهدی هاشمی را کشف یک “خانه تیمی” وابسته به تشکیلات نهضت های آزادی بخش اعلام کرده است.

نزدیکان آیت الله منتظری اما اعلام کرده اند که این خانه توسط علی فلاحیان، قائم مقام وقت وزیر اطلاعات به این تشکیلات تحویل شده بود و نهضت های آزادی بخش مانند سپاه قدس کنونی یک تشکیلات کاملا رسمی بود نه تشکیلات مخفی.

با این حال آیت الله خمینی وزارت اطلاعات را مسئول رسیدگی به پرونده کرد. اقدامی که از دیدگاه آیت الله منتظری فراقانونی و برخلاف رویه های قضایی بود.

احمد منتظری اخیرا در مصاحبه ای گفته که آیت الله خمینی و نزدیکانش عملا دراین پرونده به گونه ای اعمال نفوذ کردند که مقدمات اعدام مهدی هاشمی فراهم شد.

به گفته فرزند آیت الله منتظری، محمدرضا صالحی منش که بعدها استاندار قم در دولت حسن روحانی شد به او گفته است: “بعد از بازداشت مهدی هاشمی ما در جماران در جلسه‌ای بودیم که احمد خمینی آمد و گفت اگر ما بخواهیم که این سید را اعدام کنیم چه کسی حاضر است حکمش را بدهد؟ آقای رازینی گفت من. فردای آن روز رادیو اعلام کرد که طی حکمی از سوی امام خمینی آقای رازینی به عنوان حاکم شرع دادگاه ویژه روحانیت منصوب شد”.

یکی از اتهامات مهدی هاشمی که در اعترافات تلویزیونی او هم برجسته شد، صدور دستور قتل برخی از افراد از جمله آیت الله ابوالحسن شمس آبادی، امیرعباس بحرینیان، شیخ صفر علی قنبرزاده و عباسقلی حشمت بود.

براساس گفته های آیت الله منتظری، حمله به آیت الله شمس آبادی با استناد به سخنان آیت الله خمینی علیه روحانیون مخالف انقلاب و برای ترساندن وی انجام شده است.

همچنین به گفته نزدیکان مهدی هاشمی، مهاجمان تنها قصد ترساندن آیت الله شمس آبادی را داشته اند اما او به دلیل سن بالا و بیماری فوت کرده است.

مهدی هاشمی پیش از انقلاب ۵۷ به اتهام دست داشتن در قتل آیت الله شمس آبادی، روحانی محافظه کار منتقد آیت الله خمینی، به اعدام محکوم شده بود. دیوان عالی کشور اما این حکم را به دلیل نقض تحقیقات به دادگاه اولیه فرستاد و زمانی که پرونده در جریان بود انقلاب ۵۷ رخ داد و مهدی هاشمی از زندان آزاد شد

آیت‌الله خمینی در سخنانی خواسته بود عمامه روحانیون مخالف انقلاب را “بردارند” و گفته بود: “من نمی‌گویم بکشند، این‌ها قابل کشتن نیستند….لازم نیست آن‌ها را خیلی کتک بزنند، ‌لکن عمامه‌هایشان را بردارند”.

قنبرعلی صفرزاده، نیز یکی از روحانیون مخالف انقلاب در قهدریجان بود که توسط حامیان آیت الله خمینی کشته شد. قتل عباس قلی حشمت یکی از ملاکان بزرگ قهدریجان نیزدر سال های ابتدایی انقلاب رخ داد.

نزدیکان مهدی هاشمی صدور دستور این قتل ها از سوی مهدی هاشمی را تکذیب کرده و می گویند این قتل ها توسط نیروهای مشهور به انقلابی و اعضای سپاه فلاورجان و لنجان انجام شده و مهدی هاشمی تنها از آن ها مطلع بوده است.

از دیدگاه آنان این قتل ها از زمره اقدامات نیروهای مشهور به انقلابی بوده که در مبارزه علیه شاه و حامیان حکومت سابق معمول بوده است. این اقدامات درسال های پس از انقلاب در بین مقامات حکومت جمهوری اسلامی نه نقطه ضعف بلکه افتخاری برای مهدی هاشمی تلقی می شد.

براساس گفته های آیت الله منتظری و احمد منتظری، مهدی هاشمی پس از انقلاب درخواست رسیدگی به این پرونده ها را کرده بود اما مقامات قوه قضائیه به این پرونده ها رسیدگی نکردند.

در کتاب “قضاوت ها و واقعیت ها” همچنین اتهام صدور دستور ترور امیرعباس بحرینیان، رئیس کمیته های انقلاب اصفهان، توسط مهدی هاشمی رد شده است.

بر اساس مطالب این کتاب، و همچنین گفته های کاظم موسوی بجنوردی، استاندار وقت اصفهان، این ترور با حکم رسمی فتح الله امید نجف آبادی، حاکم شرع و توسط واحد اطلاعات سپاه پاسداران اصفهان انجام شده است. درآن زمان محمد عطریان‌فر، عضو فعلی حزب کارگزاران سازندگی فرمانده این واحد بوده و احمد سالک، نماینده فعلی مجلس، فرمانده سپاه اصفهان بوده است.

ترور امیرعباس بحرینیان درپی درگیری های سپاه و کمیته دراستان اصفهان رخ داد که در ادامه این درگیری ها تنها در قهدریجان تا سال ۶۲ حداقل ۱۲ نفر کشته شده اند.

قاضی دادگاه مهدی هاشمی با استناد به این قتل ها نمی توانست حکم اعدام برای او صادر کند، چرا که براساس کیفرخواست نیز او آمر قتل بود و نه عامل آن. در نهایت علی رازینی، رئیس دادگاه حکم اعدام را به اتهام “محارب و مفسد” صادر کرد.

پرونده مهدی هاشمی از جهات مختلفی نشان دهنده وضعیت قوه قضائیه و وزارت اطلاعات ایران در دهه ۶۰ است. دراین پرونده با وجود اینکه متهمان نزدیک به قائم مقام وقت رهبری بودند، مقامات وزارت اطلاعات چند بار به شکنجه زندانیان از طریق شلاق اعتراف کرده و البته نام آن را “تعزیر” گذاشته اند.

محمد محمدی ری شهری دراین کتاب اذعان کرده که مهدی هاشمی، فتح الله امید نجف آبادی و غلام رضا مرادی با شلاق”تعزیر” شده اند. بازجوی این پرونده در این کتاب اعلام کرده که به کف پای امید نجف آبادی “در چند نوبت مجموعا ۴۰ ضربه شلاق”زده شده است.

آیت‌الله فتح الله امید نجف‌آبادی، حاکم شرع اصفهان در سال ابتدایی انقلاب که دراین پرونده بازداشت شده بود، نیز بنابر اظهاراتش در ملاقات‌ها و نامه‌هایش،” در اثر شلاق و شکنجه در زندان حتی بینایی یک چشم و شنوایی یک گوشش را از دست داده بود”.

در پرونده مهدی هاشمی حتی ظاهر قوانین قضایی در ایران نیز رعایت نشد و علی فلاحیان به عنوان قائم‌مقام وزیر اطلاعات که عملا ضابط این پرونده محسوب می‌شد، به‌عنوان دادستان دادگاه ویژه روحانیت کیفرخواست را ارائه کرد و مهدی هاشمی نه حق انتخاب وکیل داشت و نه حتی تجدید نظر.

علی رازینی همچنین در با نشریه “رمز عبور” اذعان کرده که مهدی هاشمی در دادگاه اعترافات خود را پس گرفته اما او دادگاه را تعطیل کرده و مهدی هاشمی را از بازداشتگاه به محل ساختمان اداری زندان منتقل کرده تا اینکه در نهایت بار دیگر اعترافات قبلی را پذیرفته است.

او و محمدی ری شهری همچنین اذعان کرده اند که پس از اخباری مبنی بر درخواست آیت الله منتظری از آیت الله خمینی برای اعدام نشدن مهدی هاشمی، او را شبانه اعدام کرده اند.

برخی از چهره های سیاسی هدف از پرونده مهدی هاشمی را حذف آیت الله منتظری از رهبری آینده می دانند. مهدی هاشمی در کنار علی خامنه ای

 

دلیل حذف مهدی هاشمی، نهضت های آزادی بخش یا رهبری آینده

درحالی که برخی از چهره های سیاسی هدف از پرونده مهدی هاشمی را حذف آیت الله منتظری از رهبری آینده می دانند، برخی از تحلیل گران و نشریات عربی معامله پنهانی نزدیکان آیت الله خمینی با آمریکا ،سفر مک فارلین به ایران و همچنین توافق برای حذف نهضت های آزادی بخش را عامل اصلی اعدام مهدی هاشمی دانسته اند.

حسن صبرا، سردبیر هفته‌نامه الشراع لبنان، در مصاحبه با بی بی سی فارسی می گوید که جزئیات ماجرای معامله ایران و آمریکا و سفر مک‌فارلین به تهران را از طریق افراد نزدیک به مهدی هاشمی به دست آورده بود.

ابوالحسن بنی صدر، نخستین رئیس جمهورایران، نیز در مصاحبه هایی اعلام کرده که یکی از افرادی که این موضوع را به او خبر داده، فردی دردفتر آیت الله منتظری بوده است.

آیت الله منتظری نیز درخاطرات خود گفته که فتح الله امید نجف آبادی “قربانی” افشای ماجرای سفر مک فارلین به ایران شد. منوچهر قربانی‌فر، واسطه مذاکره پنهانی ایران و آمریکا، پس از پرداخت نشدن بخشی از پول فروش اسلحه به ایران، امید نجف آبادی را درجریان این معامله قرار داد.

احمد منتظری اخیرا احمد خمینی را متهم کرده که برای حذف آیت‌الله منتظری برنامه‌ریزی کرده بود تا رهبر جمهوری اسلامی شود اما فوت آیت‌الله خمینی “زودتر از زمانی که او تصور می‌کرد رخ داد و برنامه‌شان پیش نرفت”.

 

دست اندرکاران پرونده مهدی هاشمی

اکثر افرادی که در پرونده مهدی هاشمی نقش اصلی داشتند، پس از انتخاب آیت الله خامنه ای به رهبری عملا از سیاست ایران حذف و برخلاف تصورشان بازنده این پرونده شدند.

احمد منتظری اخیرا احمد خمینی را متهم کرده که برای حذف آیت‌الله منتظری برنامه‌ریزی کرده بود تا رهبر جمهوری اسلامی شود اما فوت آیت‌الله خمینی “زودتر از زمانی که او تصور می‌کرد رخ داد و برنامه‌شان پیش نرفت”.

این سخنان واکنش محمد علی انصاری، قائم مقام موسسه تنظیم و نشر آثار آیت الله خمینی، را به دنبال داشت که احمد خمینی “نمی خواست رهبر شود” و”حاضر نبود شبهه وراثت به این جایگاه وارد شود”.

یکی از استنادات احمد منتظری، نامه احمد خمینی به آیت الله منتظری در سال ۵۹ است که موسسه تنظیم و نشر آثار آیت الله خمینی آن را تکذیب نکرده است.

در این نامه احمد خمینی از تشکیل دفتر، فعالیت های سیاسی آیت الله منتظری و پخش دیدارهای او از رادیو و تلویزیون انتقاد می کند و می نویسد که”به زور نمی‌شود رهبر شد و به زور نمی‌شود مرجع شد”.

این نامه در زمانی نوشته شده که هنوز مجلس خبرگان مصوبه انتخاب آیت الله منتظری به عنوان قائم مقام رهبری را تصویب نکرده بود.

دیگر فرد موثر در پرونده مهدی هاشمی، اکبر هاشمی رفسنجانی بود که در این پرونده هم گویا تلاش کرده بود نقش میانه داشته باشد. او از یک‌سو پیشنهاد کرده که مهدی هاشمی برای رفع “حساسیت‌ها” از ایران خارج شود و مانع انتشار یکی از نامه های تند آیت الله خمینی علیه آیت الله منتظری شده اما از سوی دیگر یکی از موتلفان دائمی احمد خمینی بوده است.

محمد محمدی ری شهری یکی از چهره های اصلی در پرونده مهدی هاشمی در دولت هاشمی رفسنجانی جای خود را به علی فلاحیان، دادستان این پرونده داد و در انتخابات ریاست جمهوری ۷۶ نیز ناکام ماند.

غلام حسین محسنی اژه ای، نماینده دادستان دراین پرونده که از مهدی هاشمی بازجویی نیز می کرده، تنها چهره ای است که پس از این پرونده در مناصب قدرت رشد کرد.

جواد علی‌اکبریان، بازجوی اصلی مهدی هاشمی، در اعدام زندانیان سیاسی در سال ۶۷ نیز نقش داشت. او از مدیران دفتر رهبر جمهوری اسلامی و قائم مقام آستان شاه عبدالعظیم است، اما در رسانه‌ها ظاهر نمی‌شود.

مهدی هاشمی در نهایت درششم مهر ماه ۶۶ اعدام شد. پس از اعدام او روابط آیت الله منتظری و آیت الله خمینی قطع شد تا اینکه در فروردین ۶۷ با دیدار هادی هاشمی، رئیس دفتر آیت الله منتظری با آیت الله خمینی و به نوعی دلجویی از او، این روابط بار دیگر برقرار شد.

اعتراض به اعدام زندانیان سیاسی و سخنان انتقادی آیت الله منتظری از برخی از رویه ها در سالگرد ۱۰ سالگی انقلاب ۵۷ اما بار دیگر درگیری دو آیت الله را به اوج رساند تا اینکه آیت الله خمینی حکم به برکناری قائم مقام رهبری داد.اقدامی که عملا غیرقانونی بود و پس از فوت آیت الله خمینی مجلس خبرگان رهبری درباره آن رای گیری کرد.

پس از گذشت ۳۰ سال هنوز تاثیرات پرونده مهدی هاشمی و حذف آیت الله منتظری بر سیاست ایران ادامه دارد و به مرور برخی از ابعاد این اتفاق افشا می شود.

مهدی هاشمی در نهایت درششم مهر ماه ۶۶ اعدام شد. پس از اعدام او روابط آیت الله منتظری و آیت الله خمینی قطع شد تا اینکه در فروردین ۶۷ با دیدار هادی هاشمی، رئیس دفتر آیت الله منتظری با آیت الله خمینی و به نوعی دلجویی از او، این روابط بار دیگر برقرار شد. مهدی هاشمی در دادگاه انقلاب

نوشته اعدام مهدی هاشمی؛ مقدمه حذف آیت‌الله منتظری در فروردین ۶۸ اولین بار در پایگاه خبری / تحلیلی نگام. پدیدار شد.

Powered by WPeMatico

پسر جوان با خواست مادرش در زندان مشهد اعدام شد!

نگام ، حوادث _ پدر متوجه التماس های همسرش شد و از اتاق بیرون آمد. او که نمی توانست این همه توهین و فحاشی به همسرش را تحمل کند، سیلی آرامی به گوش پسرش نواخت و گفت: این سر و صداها چیست که به راه انداخته ای؟ اما جوان شیشه ای دیگر اجازه نداد تا سخن پدرش ادامه یابد و …

به گزارش رکنا ، جوانی سپیده دم روز گذشته با حضور قضات اجرای احکام دادسرای عمومی وانقلاب و در زندان مرکزی مشهد به دار مجازات آویخته شد.

این گونه بود که جوان مذکور با حالتی خشمگین و عصبانی سراغ مادرش رفت و در حالی که وانمود می کرد به شدت خمار است با او درگیر شد و با فریادهای دلخراش از مادرش خواست تا پولی برای خرید «شیشه» به او بدهد! مادر میان سال که تا آن روز صورتش را با سیلی سرخ نگه داشته بود و نمی خواست همسایگان متوجه ماجرا شوند، مبلغ ۳۰ هزار تومان تهیه کرد و به پسرش داد اما جوان معتاد، او را به باد کتک گرفت و گفت: این پول فقط کرایه خودرو می شود تا نزد قاچاق فروش بروم!
مادر نگران که همه راه ها را به روی خودش بسته می دید با التماس از فرزند ۲۷ ساله اش خواست آرام باشد و آبروریزی نکند! تا او مبلغ دیگری را از همسایگانش قرض بگیرد!
در همین گیر و دار بود که پدر متوجه التماس های همسرش شد و از اتاق بیرون آمد. او که نمی توانست این همه توهین و فحاشی به همسرش را تحمل کند، سیلی آرامی به گوش پسرش نواخت و گفت: این سر و صداها چیست که به راه انداخته ای؟
اما جوان شیشه ای دیگر اجازه نداد تا سخن پدرش ادامه یابد. او تمام قدرتش را در دستانش جمع کرد و پدر ۵۸ ساله اش را به شدت هل داد. وقتی پدر، روی زمین افتاد ناگهان لگد محکمی به شکم او کوبید سپس دوان دوان به داخل اتاق رفت. لحظاتی بعد جوان شیشه ای در حالی که چماقی را در دست می فشرد، بیرون آمد و ضربه هولناکی بر پیکر پدری فرود آورد که نقش بر زمین شده بود!
مرد ۵۸ ساله دیگر حرکتی نمی کرد که اعضای خانواده نگران و هراسان به سوی او شتافتند و با ریختن آب روی صورت، وی را به هوش آوردند و به داخل اتاق بردند!

آن شب مرد مجروح، از درد به خود می پیچید و تاب تحمل ضربه چماق پسرش را نداشت تا این که صبح روز بعد حال وی، رو به وخامت گذاشت و اهالی منزل او را در بیمارستان بستری کردند ولی حال مرد ۵۸ ساله بهتر نشد و او پس از چندین ساعت جدال با مرگ، قربانی ضربات پسر شیشه ای اش شد و جان خود را از دست داد. با مرگ این مرد در مرکز درمانی و اعلام شکایت همسر وی، بلافاصله تحقیقات قضایی از سوی بازپرس سیدجواد حسینی (بازپرس ویژه قتل عمد در زمان وقوع حادثه) آغاز شد.
بنا به نظر پزشکان معالج، مرد مذکور به دلیل اصابت جسم سخت و پارگی روده جان باخته بود، بنابراین به دستور مقام قضایی، ماموران انتظامی به روستای جیم آباد (محل وقوع جنایت) عزیمت کردند و موفق شدند پسر مقتول را به اتهام قتل عمد دستگیر کنند.
این جوان معتاد وقتی در برابر قاضی ویژه قتل عمد قرار گرفت به صراحت ارتکاب جنایت را پذیرفت و گفت: از مدتی قبل که از زندان آزاد شده بودم، بیکار بودم و پولی برای تامین هزینه های اعتیادم نداشتم.
آن روز ساعت ۴ بعدازظهر بود که مواد مخدرم را مصرف کردم و چون پولی برای خرید دوباره نداشتم با مادرم درگیر شدم که در این هنگام پدرم دخالت کرد من هم او را با لگد و چماق زدم!!
این جوان ۲۷ ساله که مدعی بود گاهی کریستال نیز مصرف می کند، ادامه داد: لحظه ای که با پدرم درگیر شدم از هوشیاری کامل برخوردار بودم.
بنابراین گزارش، پس از اعترافات صریح متهم، او صحنه جنایت را نیز در حضور قاضی ویژه قتل عمد در زمان وقوع حادثه بازسازی کرد و بدین ترتیب این پرونده جنایی با صدور کیفرخواست در دادسرای مشهد به شعبه سوم دادگاه کیفری یک خراسان رضوی ارسال شد و این گونه پسر «پدرکش» پای میز محاکمه ایستاد.
او در همه مراحل دادرسی به صراحت ارتکاب قتل پدرش را پذیرفت تا این که قضات شعبه سوم دادگاه کیفری یک خراسان رضوی با توجه به اقاریر متهم محتویات پرونده و اسناد و مدارک انکارناپذیر، رای به قصاص نفس وی دادند.
این رای که با اعتراض متهم و وکیل وی روبه رو شده بود در شعبه ۴۱ دیوان عالی کشور مورد بررسی دقیق تر قرار گرفت اما قضات دیوان عالی نیز با توجه به درخواست اولیای دم و همچنین مدارک مستند موجود در پرونده، رای صادر شده از سوی دادگاه را مطابق موازین شرعی و قانونی تشخیص دادند و آن را تایید کردند.
این گونه بود که با فراهم شدن مقدمات اجرای حکم در دادسرای عمومی و انقلاب مشهد، اولیای دم – مادر و بقیه اعضای خانواده – نیز بر قصاص معتاد شیشه ای اصرار کردند تا این که سپیده دم روز گذشته، این جوان ۳۰ ساله، در حضور قضات باتجربه اجرای احکام دادسرای مشهد و دیگر مسئولان ذی ربط، پای چوبه دار رفت و به مجازات رسید.

نوشته پسر جوان با خواست مادرش در زندان مشهد اعدام شد! اولین بار در پایگاه خبری / تحلیلی نگام. پدیدار شد.

Powered by WPeMatico