کارگری برای گرفتن حقوق پایان سال،‌تهدید به خودسوزی کرد، خودش سوخت، پسرخاله‌اش کشته شد

نگام ، حوادث _ کارگر یک کارگاه تولید کفش در محدوده میدان بهارستان که به انگیزه طلب دستمزد پایان سال خود، ابتدا با صاحب کارگاه تولید کفش درگیر و در یک نزاع و درگیری آتشین باعث مرگ پسرخاله‌اش شده بود، صراحتا به استفاده از بنزین به قصد تهدید صاحب تولیدی کفش اعتراف کرد.

به گزارش مرکز اطلاع رسانی پلیس آگاهی پایتخت؛ در بیست و هشتم اسفندماه پارسال مرگ جوانی ۲۳ ساله به علت سوختگی شدید ناشی از ایجاد حریق عمدی به کلانتری ۱۰۹ بهارستان اعلام و در ادامه با تشکیل پرونده مقدماتی با موضوع حریق عمدی منجر به جنایت پرونده برای ادامه رسیدگی در اختیار اداره دهم ویژه قتل پلیس آگاهی تهران بزرگ قرار گرفت.

آغاز رسیدگی به پرونده در شرایطی در دستور کار کارآگاهان قرار گرفت که امکان انجام تحقیقات از عامل آتش سوزی وجود نداشت تا نهایتا با بهبود نسبی او ، کارآگاهان اداره دهم پلیس آگاهی تهران بزرگ با مراجعه به بیمارستان به تحقیق از وی پرداختند. متهم پرونده در اظهاراتش ادعا کرد که برای طلب دستمزدش ابتدا با صاحب کارگاه تولیدی کفش درگیری لفظی پیدا کرده و در ادامه با شدت پیدا کردن درگیری به سراغ گالن بنزین رفته و مقداری از بنزین داخل آن را بر روی لباس های خود ریخته است.

متهم در توضیحات خود به کارآگاهان گفت: چند روزی بود که به صاحب تولیدی خواهش می کردم تا دستمزد مرا برای شب عید پرداخت کند اما او به صحبت های من توجهی نمی کرد تا اینکه روز حادثه در حالیکه از دست صاحب تولیدی بسیار عصبانی شده بودم ، ناگهان چشمم به گالن بنزین داخل کارگاه افتاد، به سراغ آن رفته و مقداری از بنزین را بر روی لباس های خود ریختم و تهدید به آتش زدن خود کردم. صاحب تولیدی و چند کارگر دیگر از جمله پسرخاله خودم به قصد گرفتن ظرف بنزین به طرف من آمدند و همین موضوع باعث شد تا مابقی بنزین داخل ظرف به روی آنها و زمین بریزد و در حالیکه کشمکش برای گرفتن گالن بنزین از من ادامه داشت ، به سمت اجاز گاز نزدیک شدم و در حالیکه اجاق روشن بود ، ناگهان لباس های من شعله ور شد و در ادامه کارگاه نیز دچار آتش سوزی شد.

سرهنگ کارآگاه حمید مکرم، معاون مبارزه با جرایم جنایی پلیس آگاهی تهران بزرگ ، با اعلام این خبر گفت: در این حادثه سه مصدوم سطحی آتش سوزی پس از انجام اقدامات درمانی از بیمارستان ترخیص شده اما عامل حریق به علت شدت سوختگی کماکان در بیمارستان تحت درمان قرار دارد.

نوشته کارگری برای گرفتن حقوق پایان سال،‌تهدید به خودسوزی کرد، خودش سوخت، پسرخاله‌اش کشته شد اولین بار در پایگاه خبری / تحلیلی نگام. پدیدار شد.

Powered by WPeMatico

جزییات سقوط دختر جوان از برج کامرانیه/ نامزد مریم بازداشت شد

نگام ، حوادث _ تحقیقات جنایی در مورد سقوط دختر جوان از برج کامرانیه آغاز شد.

به گزارش خبر آنلاین ، ساعت ۳ بامداد پنج شنبه از طریق مرکز فوریت‌های پلیسی ۱۱۰ به کلانتری ۱۲۳ نیاوران اعلام شد که دختر جوانی بر اثر سقوط از بالای یک برج مسکونی در منطقه کامرانیه به بیمارستان منتقل و با وجود اقدامات درمانی فوت کرده است.

با اعلام خبر به اداره دهم پلیس آگاهی تهران بزرگ و تشکیل پرونده مقدماتی با موضوع “فوت مشکوک”، کارآگاهان به محل حادثه در چهار راه کامرانیه اعزام و در تحقیقات میدانی اطلاع پیدا کردند که دختر جوان به همراه نامزدش به عنوان میهمان در یکی از واحد‌های برج مسکونی در طبقه پنجم حضور داشته است که گویا پس از پایان میهمانی و در زمان خروج از منزل میزبان با نامزدش درگیری لفظی پیدا کرده و در ادامه پیکر نیمه جانش در لابی برج مسکونی پیدا شده است.

معاون مبارزه با جرایم پلیس آگاهی تهران بزرگ با اشاره به بازداشت موقت نامزد متوفی جهت انجام تحقیقات گفت: در تحقیقات اولیه از نامزد متوفی به نام امیر۳۶ ساله وی در اظهاراتش مدعی است پس از پایان میهمانی، بر سر زمان خارج شدن از منزل با مریم درگیری لفظی پیدا کردم؛ مریم به حالت قهر به داخل یکی از اتاق‌ها رفت و در را از داخل قفل کرد؛ چندین بار به همراه دوستم که میهمانش بودیم از وی خواهش کردیم تا در اتاق را باز کند تا با هم صحبت کنیم، اما او در را باز نکرد؛ مدتی از این موضوع گذشت؛ در حالیکه من به همراه دوستم در داخل اتاق پذیرایی نشسته بودیم تا نهایتا مریم خودش از اتاق خارج شود، از قسمت نگهبانی برج با ما تماس گرفتند و خبر دادند که پیکر نیمه جان مریم در وسط لابی برج افتاده است! باور نکردیم؛ به سراغ اتاقی که مریم داخل آن بود رفتیم؛ چندین نوبت مریم را صدا زدیم تا او در را باز کند، اما جوابی نیامد؛ نهایتا در را شکسته و وارد اتاق شدیم؛ مریم داخل اتاق نبود و پنجره اتاق نیز باز بود؛ به لبه‌ی پنجره رفته و از آنجا به پائین نگاه کردم، مریم وسط لابی برج افتاده بود.

سرهنگ کارآگاه حمید مکرم، معاون مبارزه با جرایم جنایی پلیس آگاهی تهران بزرگ، با اعلام این خبر گفت: ضمن انجام هماهنگی با مقام قضایی دادسرای جنایی تهران، تحقیقات تکمیلی برای مشخص شدن علت اصلی مرگ متوفی در دستور کار اداره تهم ویزه قتل پلیس آگاهی تهران بزرگ قرار گرفته است.

نوشته جزییات سقوط دختر جوان از برج کامرانیه/ نامزد مریم بازداشت شد اولین بار در پایگاه خبری / تحلیلی نگام. پدیدار شد.

Powered by WPeMatico

دوربین‌ مداربسته، ادعای یک زن را در باره تجاوز با زور رد کرد/ او با مرد متجاوز دوست بود

نگام ، حوادث _ ایران نوشت: یکی از روزهای دی ماه سال گذشته، زنی با ارائه شکایتی به پلیس مدعی شده بود که مرد جوانی به‌زور وارد خانه‌اش شده و به او تجاوز کرده است.

 پس ازاین شکایت مرد جوان که کیارش نام دارد دستگیر و به اتهام تجاوز به عنف در شعبه چهارم دادگاه کیفری تهران محاکمه شد. درحالی که مدارک پزشکی قانونی ادعاهای زن را تأیید می‌کرد اما قضات پس‌از بررسی‌های دقیق‌تر و کنترل دوربین‌های مداربسته اطراف خانه زن جوان متوجه شدند این مرد با درخواست شاکی به خانه‌ وی رفته است.

ضمن اینکه پیامک‌های رد و بدل شده میان زن و مرد جوان رابطه آنها را تأیید می‌کرد. بنابراین قاضی عبدالهی-رئیس دادگاه- و قاضی واعظی-مستشار- پس از مشورت با یکدیگر مرد جوان را از اتهام تجاوز به عنف تبرئه کردند و او را به اتهام رابطه نامشروع مستحق ۷۴ ضربه شلاق دانستند. این حکم از سوی قضات دیوانعالی کشور نیز مهر تأیید خورد و بدین‌ترتیب مرد جوان از اتهام سنگین گریخت.

نوشته دوربین‌ مداربسته، ادعای یک زن را در باره تجاوز با زور رد کرد/ او با مرد متجاوز دوست بود اولین بار در پایگاه خبری / تحلیلی نگام. پدیدار شد.

Powered by WPeMatico

جزئیات ترکیدگی تایر هواپیمای پرواز کیش-تبریز/ عکس

نگام ، حوادث _ مدیرکل فرودگاه‌های استان آذربایجان شرقی از ترکیدن لاستیک شماره ۴ ارابه فرود هواپیما درهنگام برخاستن از باند فرودگاه کیش خبرداد.

به گزارش خبر آنلاین ، مصطفی صفایی با اشاره به اینکه ساعت ۱۷:۳۰ امروز پرواز شماره ۵۶۵۸ شرکت هواپیمایی آتا از کیش به تبریز اظهار داشت: پس از نشست هواپیمای MD در ساعت ۲۰:۲۰ در باند فرودگاه تبریز خوشبختانه هیچ مشکلی برای مسافران ایجاد نشده و باحضور وتلاش عوامل فرودگاهی وعملیاتی، ۱۶۱ مسافر در سلامت کامل از هواپیما پیاده شده و به ترمینال داخلی انتقال داده شدند.

وی افزود: به علت اینکه این ترکیدگی در موقع پرواز از فرودگاه کیش اتفاق افتاد قبل از ورود هواپیما به فرودگاه تبریز توسط مراقبت پرواز فرودگاه مبدا به فرودگاه تبریز اطلاع داده شد و فرودگاه تبریز با تمهیدات لازم، آمادگی اش را اعلام و هواپیما با ایمنی کامل در باند بتنی فرودگاه تبریز نشست.

مدیرکل فرودگاه‌های استان آذربایجان شرقی اذعان داشت: تا اینکه لاستیک هواپیما تعویض گردد ۱.۵ ساعت باند اول فرودگاه تبریز مسدود شد وتمامی پروازهای برنامه‌ای و غیر برنامه‌ای در باند دوم فرودگاه تبریز نشست و برخاست کردند.

صفایی گفت: هیچ پروازی به علت مسدود شدن ۱.۵ ساعته باند اول فرودگاه تبریز لغو نشده است و درساعت ۲۱:۴۵ بانداول فرودگاه باز شد و اکنون هردو باند فرودگاه تبریز عملیاتی است.

نوشته جزئیات ترکیدگی تایر هواپیمای پرواز کیش-تبریز/ عکس اولین بار در پایگاه خبری / تحلیلی نگام. پدیدار شد.

Powered by WPeMatico

پسر جوان با خواست مادرش در زندان مشهد اعدام شد!

نگام ، حوادث _ پدر متوجه التماس های همسرش شد و از اتاق بیرون آمد. او که نمی توانست این همه توهین و فحاشی به همسرش را تحمل کند، سیلی آرامی به گوش پسرش نواخت و گفت: این سر و صداها چیست که به راه انداخته ای؟ اما جوان شیشه ای دیگر اجازه نداد تا سخن پدرش ادامه یابد و …

به گزارش رکنا ، جوانی سپیده دم روز گذشته با حضور قضات اجرای احکام دادسرای عمومی وانقلاب و در زندان مرکزی مشهد به دار مجازات آویخته شد.

این گونه بود که جوان مذکور با حالتی خشمگین و عصبانی سراغ مادرش رفت و در حالی که وانمود می کرد به شدت خمار است با او درگیر شد و با فریادهای دلخراش از مادرش خواست تا پولی برای خرید «شیشه» به او بدهد! مادر میان سال که تا آن روز صورتش را با سیلی سرخ نگه داشته بود و نمی خواست همسایگان متوجه ماجرا شوند، مبلغ ۳۰ هزار تومان تهیه کرد و به پسرش داد اما جوان معتاد، او را به باد کتک گرفت و گفت: این پول فقط کرایه خودرو می شود تا نزد قاچاق فروش بروم!
مادر نگران که همه راه ها را به روی خودش بسته می دید با التماس از فرزند ۲۷ ساله اش خواست آرام باشد و آبروریزی نکند! تا او مبلغ دیگری را از همسایگانش قرض بگیرد!
در همین گیر و دار بود که پدر متوجه التماس های همسرش شد و از اتاق بیرون آمد. او که نمی توانست این همه توهین و فحاشی به همسرش را تحمل کند، سیلی آرامی به گوش پسرش نواخت و گفت: این سر و صداها چیست که به راه انداخته ای؟
اما جوان شیشه ای دیگر اجازه نداد تا سخن پدرش ادامه یابد. او تمام قدرتش را در دستانش جمع کرد و پدر ۵۸ ساله اش را به شدت هل داد. وقتی پدر، روی زمین افتاد ناگهان لگد محکمی به شکم او کوبید سپس دوان دوان به داخل اتاق رفت. لحظاتی بعد جوان شیشه ای در حالی که چماقی را در دست می فشرد، بیرون آمد و ضربه هولناکی بر پیکر پدری فرود آورد که نقش بر زمین شده بود!
مرد ۵۸ ساله دیگر حرکتی نمی کرد که اعضای خانواده نگران و هراسان به سوی او شتافتند و با ریختن آب روی صورت، وی را به هوش آوردند و به داخل اتاق بردند!

آن شب مرد مجروح، از درد به خود می پیچید و تاب تحمل ضربه چماق پسرش را نداشت تا این که صبح روز بعد حال وی، رو به وخامت گذاشت و اهالی منزل او را در بیمارستان بستری کردند ولی حال مرد ۵۸ ساله بهتر نشد و او پس از چندین ساعت جدال با مرگ، قربانی ضربات پسر شیشه ای اش شد و جان خود را از دست داد. با مرگ این مرد در مرکز درمانی و اعلام شکایت همسر وی، بلافاصله تحقیقات قضایی از سوی بازپرس سیدجواد حسینی (بازپرس ویژه قتل عمد در زمان وقوع حادثه) آغاز شد.
بنا به نظر پزشکان معالج، مرد مذکور به دلیل اصابت جسم سخت و پارگی روده جان باخته بود، بنابراین به دستور مقام قضایی، ماموران انتظامی به روستای جیم آباد (محل وقوع جنایت) عزیمت کردند و موفق شدند پسر مقتول را به اتهام قتل عمد دستگیر کنند.
این جوان معتاد وقتی در برابر قاضی ویژه قتل عمد قرار گرفت به صراحت ارتکاب جنایت را پذیرفت و گفت: از مدتی قبل که از زندان آزاد شده بودم، بیکار بودم و پولی برای تامین هزینه های اعتیادم نداشتم.
آن روز ساعت ۴ بعدازظهر بود که مواد مخدرم را مصرف کردم و چون پولی برای خرید دوباره نداشتم با مادرم درگیر شدم که در این هنگام پدرم دخالت کرد من هم او را با لگد و چماق زدم!!
این جوان ۲۷ ساله که مدعی بود گاهی کریستال نیز مصرف می کند، ادامه داد: لحظه ای که با پدرم درگیر شدم از هوشیاری کامل برخوردار بودم.
بنابراین گزارش، پس از اعترافات صریح متهم، او صحنه جنایت را نیز در حضور قاضی ویژه قتل عمد در زمان وقوع حادثه بازسازی کرد و بدین ترتیب این پرونده جنایی با صدور کیفرخواست در دادسرای مشهد به شعبه سوم دادگاه کیفری یک خراسان رضوی ارسال شد و این گونه پسر «پدرکش» پای میز محاکمه ایستاد.
او در همه مراحل دادرسی به صراحت ارتکاب قتل پدرش را پذیرفت تا این که قضات شعبه سوم دادگاه کیفری یک خراسان رضوی با توجه به اقاریر متهم محتویات پرونده و اسناد و مدارک انکارناپذیر، رای به قصاص نفس وی دادند.
این رای که با اعتراض متهم و وکیل وی روبه رو شده بود در شعبه ۴۱ دیوان عالی کشور مورد بررسی دقیق تر قرار گرفت اما قضات دیوان عالی نیز با توجه به درخواست اولیای دم و همچنین مدارک مستند موجود در پرونده، رای صادر شده از سوی دادگاه را مطابق موازین شرعی و قانونی تشخیص دادند و آن را تایید کردند.
این گونه بود که با فراهم شدن مقدمات اجرای حکم در دادسرای عمومی و انقلاب مشهد، اولیای دم – مادر و بقیه اعضای خانواده – نیز بر قصاص معتاد شیشه ای اصرار کردند تا این که سپیده دم روز گذشته، این جوان ۳۰ ساله، در حضور قضات باتجربه اجرای احکام دادسرای مشهد و دیگر مسئولان ذی ربط، پای چوبه دار رفت و به مجازات رسید.

نوشته پسر جوان با خواست مادرش در زندان مشهد اعدام شد! اولین بار در پایگاه خبری / تحلیلی نگام. پدیدار شد.

Powered by WPeMatico

شهرام دختران جوانش را کشت و با سیانور خودکشی کرد

نگام ، حوادث _ حدود ساعت ۸:۳۰ شب با صدای«بابا،‌ بابا»یکی از دخترها تا مقابل در خانه آنها آمدم اما صدا قطع شد و به منزلمان برگشتم.

به گزارش رکنا ، در سال ۹۶ شاهد حوادث و پرونده‌های جنایی مختلف در پایتخت بودیم، از قتلهایی که صرفاً به دلیل درگیری لفظی به وقوع پیوست تا قتلهای خانوادگی که قاتل چندین نفر را به کام مرگ فرستاد.

در اکثر پرونده‌های قتل پایتخت در سال ۹۶ مقتولان با سلاح تیز و برنده به قتل رسیدند، در برخی از این جنایتها نیز قاتلان با استفاده از سلاح گرم مقتول را از پای درآورند.

در پرونده‌های جنایی سال گذشته، وقوع چند فقره قتل خانوادگی نیز خبرساز شد البته در میان این پرونده‌های جنایی خبرساز چندین قاتل نیز با رضایت اولیای‌دم مقتولان از قصاص رهایی پیدا کردند.

در ادامه به سراغ مهمترین پرونده‌های جنایی در سال گذشته رفتیم و به بازخوانی این پرونده‌ها می‌پردازیم.

حدود ساعت ۲۳ بیستم شهریور ۹۶ مأموران کلانتری ۱۲۶ تهرانپارس در تماس با بازپرس کشیک قتل پایتخت اعلام کردند که یک پدر دو دخترش را به قتل رسانده و سپس خودکشی کرده است.

بنابر اظهارات مأموران عامل جنایت، با خواهرش تماس گرفته و اعلام کرده بود پس از به قتل رساندن دو دخترش، در منزلشان با سیانور خودکشی کرده است که مأموران در صحنه جرم حاضر شده و‌عامل جنایت درحالیکه نیمه‌جان بود با اورژانس به بیمارستان تهرانپارس منتقل و مراتب به به بازپرس امور جنایی تهران اعلام شد.

دقایقی بعد از اعلام خبر، تیم جنایی در صحنه جرم که یک آپارتمان سه طبقه در فلکه سوم تهرانپارس، خیابان ۱۹۸ شرقی بود حاضر شده و مشغول تحقیقات درباره این پرونده شدند.

با حضور بازپرس در محل جنایت مشاهده شد اجساد غرق در خون دو دخترهفده و بیست و پنج ساله به نام سوگند و سولماز در حالیکه با ضربات متعدد چاقو به قتل رسیده‌اند، داخل آشپزخانه افتاده است همچنین یک قمه که جنایت با آن انجام شده بود،‌ داخل آشپزخانه کشف شد.

در ادامه تحقیقات کارآگاهان با دست‌نوشته‌ای روی تلویزیون مواجه شدند که قاتل در آن عنوان کرده بود به خاطر اختلافاتی که با همسر و برادران همسرم داشتم این کار را انجام دادم، برادرهای همسرم در زندگی من دخالت کرده و باعث شدند تا به من خسارات مالی وارد شود.

کارآگاهان در ادامه بررسی‌ها سراغ همسایه‌های مقتولان رفتند که یکی از همسایه‌ در اظهاراتش به بازپرس گفت: حدود ساعت ۸:۳۰ شب با صدای«بابا،‌ بابا»یکی از دخترها تا مقابل در خانه آنها آمدم اما صدا قطع شد و به منزلمان برگشتم.

بررسی‌ها در رابطه با این پرونده نشان داد که مادر این دو دختر حدود ۴۰ روز قبل منزل را ترک کرده و به خانه رفت‌وآمد نداشته است.

تحقیقات درباره این پرونده‌ها ادامه داشت که خبر رسید عامل جنایت در بیمارستان جان خود را از دست داده است.

در ادامه مراحل رسیدگی به پرونده، مادر و دو دایی سوگند و سولماز در شعبه هشتم دادسرای امور جنایی تهران حاضر شدند.

مادر این دو دختر در اظهاراتش از اختلافات بیست و شش ساله با همسرش شهرام پرده برداشت و به بازپرس گفت: من و شهرام ۲۶ سال با هم زندگی کردیم اما مدام با هم اختلاف داشتیم، شهرام بارها و بارها مرا کتک زده و حتی تهدید کرده بود که روی من اسید می‌پاشد، او مرا بسیار کتک می‌زد و بارها شده بود که آب جوش، قابلمه برنج، آش و … را روی من ریخته بود اما من هیچ موقع از او شکایت نکردم.

وی ادامه داد: شهرام به تریاک اعتیاد داشت، کار درست و حسابی نداشت و برادرهایم برای خرج زندگی‌ به من کمک می‌کردند، رفتارهای بد شهرام ادامه داشت تا اینکه به او گفتم ما دیگر نمی‌توانیم با هم کنار بیاییم، ‌شهرام سر هر موضوعی با من دعوا می‌کرد و دعواها به حدی بود که صدایمان به گوش همسایه‌ها می‌رسید اما در تمام این مدت خانواده‌ام حامی من بودند و به من کمک می‌کردند.

مادر سوگند و سولماز در ادامه اظهاراتش به بازپرس گفت: جنجالهای زندگی من و شهرام از زمانی بیشتر شد که در خانه مادر وی ساکن شدیم؛ مادر شهرام فوت کرده بود و دو دانگ از منزل مادرش به نام او بود که ما به خانه مادر شهرام نقل مکان کردیم، من تصمیم گرفتم از شهرام جدا شوم و به او گفتم که نفقه و مهریه نمی‌خواهم اما طلاق مرا بده که من به دادگاه رفته و برای جداشدن از شهرام اقدام کردم اما شهرام راضی نبود که دخترانم را به من بدهد و اجازه نمی‌داد آنها از منزل خارج شوند.

وی افزود: شهرام می‌گفت «خودت می‌خواهی برو اما حق نداری بچه‌ها را ببری»، این قضیه‌ها ادامه داشت تا اینکه یک نصف شب در اواسط مرداد ماه، شهرام مرا از خواب بیدار و با من دعوا کرد و گفت باید همین الان از خانه خارج شوی اما دخترم نگذاشت که پدرش این کار را کند، من نیز از فردای آن روز از خانه خارج شدم و به منزل پدر و برادرم رفتم همچنین برای طلاق گرفتن از شهرام اقدام کردم.

همسر شهرام ادامه اظهاراتش به بازپرس را اینگونه ادامه داد: از زمانیکه منزلمان را ترک کردم، مدام نگران دخترانم بودم اما سوگند و سولماز می‌گفتند که پدرشان با آنها کاری ندارد و فقط مرا تهدید می‌کند، من نیز فکر نمی‌کردم که شهرام به بچه‌ها آسیب بزند چون هیچ پدری این کار را با فرزندانش نمی‌کند.

وی افزود: به من گفته بودند که در ابتدا طلاق خودم را بگیرم، سپس برای گرفتن بچه‌ها از شوهرم اقدام کنم البته دخترانم بزرگ بودند و حق انتخاب داشتند اما پدرشان به هیچ وجه اجازه نمی‌داد، نزد من باشند همچنین سولماز در یک آتلیه عکاسی کار می‌کرد و آخرین بار همان شب حادثه، به آتلیه رفتم و او را دیدم.

مادر سوگند و سولماز درباره دست‌نوشته شهرام بعد از ارتکاب جنایت به بازپرس گفت: حقیقتش این است که شهرام ۲۰ میلیون تومان به برادرم داده بود و چون برادرم در کار خرید و فروش خودرو بود از وی خواسته بود با آن پول کار کند و به وی سود بدهد که برادرم ماه به ماه، سود پول شهرام را به او می‌داد البته ۵ میلیون تومان از این پول را نیز پدرم بابت رهن خانه به من و شهرام داده بود، هر زمان که شهرام با من دعوا می‌کرد به برادرم زنگ می‌زد، فحاشی می‌کرد و می‌گفت پولش را می‌خواهد اما زمانیکه رابطه من و او بهتر می‌شد مجدداً می‌گفت پولش را نمی‌خواهد و پول دست برادرم بماند، آخرین بار نیز که اصرار داشت پولش را پس بگیرد به او گفتم برادرم در حال حاضر پولی ندارد که به تو بدهد اما قصد ندارد که پولت را بالا بکشد.

یکی از دایی‌های سوگند و سولماز نیز درباره رابطه‌اش با شهرام به بازپرس گفت: شهرام در نا‌مه‌ای که قبل از قتل نوشته، ظاهراً من، برادر و خواهرم را متهم کرده و مدعی شده است که به خاطر ضرری که به او زدیم مرتکب این جنایت شده است اما حقیقت این است که ما با شهرام هیچگونه دعوا و مشکلی نداشتیم حتی بارها در خرج زندگی به او کمک کرده بودیم، به طور مثال یک بار که در دادسرا بازداشت شده بود، با سپردن فیش حقوقی او را آزاد کردیم حتی هزینه عمل جراحی کمر او را داده یا اجاره منزلش را پرداخت می‌کردیم اما هیچ کدام از این مسائل را به روی او نیاوردیم.

یکی دیگر از دایی‌های سوگند و سولماز نیز در اظهاراتش به قاضی گفت: هیچ دخالتی در زندگی شهرام و خواهرم نداشتیم حتی ظهر یک روز تاسوعا که شهرام در منزل پدرم بود، جلوی چشم من و پدرم خواهرم را کتک زد اما هیچ چیز به او نگفتیم و شکایتی نکردیم ولی او در کمال تعجب از ما شکایت کرد و مدعی شد او را کتک زده‌ایم، نمی‌دانم چرا شهرام دست به این جنایت زد، دو برادر او نیز با خودکشی به زندگی‌شان پایان دادند و او نیز بعد از قتل سوگند و سولماز خودکشی کرد.

نوشته شهرام دختران جوانش را کشت و با سیانور خودکشی کرد اولین بار در پایگاه خبری / تحلیلی نگام. پدیدار شد.

Powered by WPeMatico

داخل حمام پنهان بودم که سمانه با فرامرز داخل خانه شد

نگام ، حوادث _  مرد جوان که طراح داخلی بود، زمانی که از طریق تلگرام با زن جوانی آشنا شد، هرگز تصور نمی‌کرد این آشنایی به یک جنایت ختم شود.

 

به گزارش رکنا ، او با همدستی این زن، نقشه‌ای طراحی کرد تا زهر چشمی ازیک مرد میانسال بگیرد ولی این مرد هنگامی که اسیرشان بود تسلیم مرگ شد.

سمانه در تحقیقات اولیه منکر اطلاع ازسرنوشت مرد گمشده بود. اما زمانی که با مدارک و شواهد پلیس روبه‌رو شد به قتل فرامرز با همدستی مرد جوانی به نام اردلان اعتراف کرد.

این زن در تحقیقات به بازپرس آرش سیفی گفت: فرامرز مدت‌ها بود که تصمیم داشت با من ارتباط برقرار کند. فرامرز حتی یک روز تابستان به سراغم آمد و مرا تهدید کرد که اگر به خواسته‌اش عمل نکنم، بچه‌ام را می‌دزد.به همین خاطر از فرامرز می‌ترسیدم و نمی‌دانستم در برابر تهدیدهای او چه باید بکنم. تا اینکه حدود سه ماه قبل در فضای مجازی با مرد جوانی به نام اردلان آشنا شدم و موضوع را به او گفتم و چاره‌جویی کردم. سرانجام با اردلان تصمیم گرفتیم فرامرز را گوشمالی بدهیم تا دست از اذیت‌هایش بردارد. نقشه‌مان این بود که او را به خانه اردلان بکشانیم و با کمی تهدید و گرفتن پول آزادش کنیم. شب حادثه با فرامرز تماس گرفتم و از او خواستم به فردیس کرج بیاید تا باهم صحبت کنیم. زمانی که وارد خانه شد باهم درگیر شدیم و اردلان که داخل حمام مخفی شده بود خودش را به اتاق پذیرایی رساند. در آنجا بود که دست و پاها و دهان فرامرز را بستیم و بعد از مدتی حالش بد شد. بعد فهمیدیم او نفس نمی‌کشید.بعد او را داخل لحافی پیچیدیم و روی صندلی عقب خودرویش قرار دادیم وجسدش را در بیابان‌های تلو رها کردیم.

در پی اعترافات زن جوان، اردلان هم به دستور بازپرس شعبه چهارم دادسرای امور جنایی تهران بازداشت شد.سپس جسد مرد میانسال با راهنمایی‌های این زن و مرد کشف شد. بازپرس جنایی هم دستور انتقال جسد را به پزشکی قانونی داد تا علت اصلی وزمان مرگ مشخص شود. هردومتهم نیزدربازداشت هستند.

اردلان مرد جوانی است که در تمام این مدت پا به پای سمانه پیش رفته و با او در جنایت نیز همراه شده. او با سمانه در فضای مجازی آشنا شد و همزمان با ادامه ارتباط‌شان به او دل بست و همین دل بستن باعث شد تا او با زن جوان همراه شود و دست به جنایت بزند.

به چه بهانه‌ای فرامرز را به داخل خانه ات کشاندی؟من نکشاندم، سمانه با او تماس گرفت و به بهانه اینکه با هم صحبت کنند او را به خانه‌ام در فردیس کرج کشاند. فرامرز مدت‌ها بود که دلش می‌خواست با سمانه ارتباط داشته باشد و به همین دلیل هم او را به خانه‌ام کشاندیم.

او می‌دانست تو داخل خانه ای؟نه، اصلاً قرار نبود من خودم را نشان دهم. در تمام مدت داخل حمام مخفی شده بودم.

برای چی مخفی شده بودی؟ مگر نمی‌خواستید حالش را بگیرید؟حقیقتش این بود که سمانه او را به خانه‌ام دعوت کرد تا به من ثابت کند که هیچ علاقه ای به فرامرز ندارد. قرار هم بود تا آخر وقت من داخل حمام باشم، اما لحظاتی بعد از اینکه او به خانه آمد، من از حمام بیرون آمدم.

بعد چه اتفاقی افتاد؟با او درگیر شدم و مجبورش کردم روی صندلی بنشیند. فرامرز که حسابی ترسیده بود سر و صدا کرد و برای اینکه سر و صدایش همسایه‌ها را به خانه نکشاند، مجبور شدیم دست و دهانش را با چسب ببندیم. پاهایش را هم با شال سمانه بستیم. آن موقع بود که مجبورش کردیم تا رمز عابر بانک‌هایش را بدهد. ما فقط می‌خواستیم حالش را بگیریم و او را سر جایش بنشانیم. می‌خواستیم ادبش کنیم، اما یک دفعه حالش بد شد، حتی ۴ قرص داخل جیبش بود و آنها را بیرون آوردیم تا بخورد اما گفت حالش خوب است ولی متوجه شدیم که مرده است.همان موقع به کمک سمانه جسد را بستیم و داخل لحافی پیچاندیم.

بعد چه اتفاقی افتاد؟اول می‌خواستیم جسد را داخل صندوق عقب ماشین خودش بگذاریم اما قفل صندوق عقب خراب بود و آن را روی صندلی عقب گذاشتیم. ساعت حدود ۶ صبح بود که از خانه من خارج شدیم و به سمت فشم حرکت کردیم. اما جاده خیلی شلوغ بود، جاده را بسته بودند. بنابراین تصمیم گرفتیم به سمت جاجرود برویم، حتی در راه ماشین داخل یک گودال افتاد و چند نفری کمک کردند و ماشین را درآوردند. در راه تغییر مسیر دادم و در محلی خلوت توقف کردم. جسد را بیرون آوردیم و چون روی شیب بودیم با یک هول جسد پایین افتاد و در کنار سیم خاردارهایی که چند متر آن طرف‌تر بود متوقف شد.

پس از جنایت چه کردید؟رفتیم شهرری و با کارت‌هایی که رمزش را می‌دانستیم طلا خریدیم.

چه مقدار طلا خریدید؟دقیق نمی‌دانم، فقط طلا می‌خریدیم و می‌فروختیم.

با پول‌های مقتول چه کردید؟سمانه مقداری وسایل خانه خرید، اما بیشترین پول را به گداها و یتیم خانه‌ها کمک کردیم. حتی حاضرم اسم و محل‌های یتیم خانه‌ها را هم معرفی کنم. تقریباً هیچ پولی را برای خودمان برنداشتیم.

بعد از قتل با سمانه در تماس بودی؟بله، هر جا می‌رفتیم باهم بودیم، تا اینکه ۴ روز پس از این حادثه از آگاهی با سمانه تماس گرفتند و از او خواستند که برای یک سری موضوع‌ها به آنجا برود؛خودم آن روز سمانه را تا اداره آگاهی بردم اما دیگر از او خبری نداشتم.

وقتی سمانه دستگیر شد چرا خودت را معرفی نکردی؟فکر نمی‌کردم که دستگیرشده باشد، تصورم می‌کردم بعد از چند روز تحقیق به نتیجه نرسند و آزادش کنند، اما وقتی ماندنش در اداره آگاهی طولانی شد تصمیم گرفتم برایش وکیل بگیرم که فرصت نشد و خودم هم دستگیر شدم.

با سمانه چطور آشنا شدی؟باهم در تلگرام آشنا شدیم. پیام اول را سمانه داد.

می‌دانستی او متأهل است؟اوایل نه، اما بعد از مدتی متوجه شدم. سمانه مشکلات زیادی داشت و من کمکش کردم و مشکلاتش حل شد. فرامرز یکی از مشکلاتی بود که او داشت و باهم حلش کردیم.

شما متأهل هستی؟چند سال قبل، از همسرم جدا شدم و با دختر ۹ ساله‌ام زندگی می‌کنم.

چرا با سمانه همراه شدی؟برای اینکه عاشق‌اش هستم. ما می‌خواهیم باهم ازدواج کنیم. بعد از آزادی از زندان به هدفمان می‌رسیم. من سمانه را می‌پرستم، عاشقش نیستم.

چرا او را در این حد دوست داری؟سمانه یک مرد است، سمانه دست نیافتنی است. برعکس همسر اول من که به من خیانت کرد، زندگی‌ام را گرفت و بعد هم طلاق گرفت و رفت سراغ زندگی خودش. همسر اولم هم آبرویم را برد هم مرا به نابودی کشاند؛ اما سمانه چنین شخصیتی ندارد.

اما سمانه متأهل بود، چطور می‌توانستی با او ازدواج کنی؟قرار بود از همسرش جدا شود. آنها با هم مشکلات زیادی داشتند. شما از صفت‌های مردانه سمانه خبر نداری، اگر داشتی بی‌شک به من حق می‌دادی.

شغلت چیست؟دکوراسیون کار هستم.سمانه هم باشگاه داشت، البته یک آشپزخانه هم داشت. سمانه وضع مالی خیلی خوبی نداشت اما عاشق کار کردن بود و برای همین خیلی تلاش می‌کرد.اما افسوس که این اتفاق، ناخواسته زندگی هردونفرمان را خراب کرد و…

نوشته داخل حمام پنهان بودم که سمانه با فرامرز داخل خانه شد اولین بار در پایگاه خبری / تحلیلی نگام. پدیدار شد.

Powered by WPeMatico

پزشکی قانونی: مرد همسرکش که گمان می کرد زنش در شکم او ردیاب کارگذاشته،بیمار روانی است

نگام ، حوادث _ ایران نوشت:۲۷اردیبهشت امسال مردی در تماس با پلیس از قتل همسرش خبر داد.

درپی این تماس بسرعت تیمی از مأموران کلانتری ۱۵۷ مسعودیه تهران برای بررسی موضوع به محل حادثه در طبقه چهارم ساختمان چهار طبقه‌ای درجنوب شهر اعزام شدند.

مأموران پس از ورود به خانه با جسد زن ۴۷ ساله‌ای در حمام روبه‌رو شدند که طناب پرده دور گردنش پیچیده شده بود.بلافاصله  تحقیقات از شوهر ۵۰ ساله قربانی ماجرا آغاز شد که او به بازپرس گفت: «۲۴ سال قبل با همسرم ازدواج کردم و دو دختر داریم، البته در زمان وقوع قتل دخترانم مدرسه بودند. از زمانی که با همسرم ازدواج کردم او داخل شکم من ردیاب گذاشته و هر جا که می‌رفتم ردزنی می‌کرد.ساعتی قبل دعوای ما از داخل اتاق پذیرایی شروع شد که به داخل حمام کشیده شد. بعد هم در حمام با طناب او را خفه کردم و پس از قتل با پلیس تماس گرفتم.»

از آنجا که این مرد مدت ها ماده مخدر «شیشه» مصرف می‌کرد بازپرس جنایی دستور داد تا وضعیت روحی و روانی قاتل در پزشکی قانونی بررسی شود. بدین‌ ترتیب کارشناس‌های پزشکی قانونی اعلام کردند عامل قتل هنگام ارتکاب جرم گرفتار جنون شدید بوده است.
با اعلام نظر کارشناسان پزشکی قانونی، بازپرس پرونده دستور داد تا قاتل در یک بیمارستان روانی بستری شود اما این پایان ماجرا نبود، چرا که پدرزن عامل قتل به‌نظریه پزشکی قانونی اعتراض کرد و به این ترتیب پرونده او دوباره به پزشکی قانونی فرستاده شد. صبح دیروزنیز پزشکی قانونی نظریه کارشناسی را به دادسرای جنایی فرستاد و متهم بار دیگر از سوی هیأت سه نفره پزشکی قانونی بیمار روانی شناخته شد.

نوشته پزشکی قانونی: مرد همسرکش که گمان می کرد زنش در شکم او ردیاب کارگذاشته،بیمار روانی است اولین بار در پایگاه خبری / تحلیلی نگام. پدیدار شد.

Powered by WPeMatico

شلیک مرد موتور سوار به زوج کارمند بانک در مشهد/ زن ۴۰ساله از پای درآمد

نگام ، حوادث _ ایران نوشت:حدود ساعت ۷:۳۰ روز گذشته مرد موتورسواری که حدود ۵۰ تا ۶۰سال دارد سوار بر یک دستگاه موتورسیکلت، پشت یک دستگاه خودروی پارک شده در خیابان «مهدی» کمین کرد و چشم به در منزلی دوخت که متعلق به یک زوج کارمند بانک بود.

  او گاهی از پشت خودرو سرک می کشید و به در منزل مذکور در خیابان مهدی ۲ نگاهی می انداخت. انتظار این مرد زیاد طولانی نشد و زوج کارمند سوار بر خودرو از پارکینگ بیرون آمدند.

مرد راننده دنده عقب به سمت خیابان اصلی حرکت کرد که ناگهان مهاجم موتورسوار، لوله سلاح را روی شیشه سمت سرنشین خودرو گذاشت و صدای وحشتناک دو بار شلیک گلوله، اهالی محل را از خانه های شان بیرون کشید.

گلوله های سلاح شکاری که از فاصله نزدیک شلیک شده بود به زیر بغل و پهلوی زن ۴۰ ساله اصابت کرد و او روی صندلی خودرو افتاد. مرد راننده که گلوله ای به او برخورد نکرده بود، بلافاصله از خودرو بیرون آمد و از شهروندان کمک خواست.

مهاجم مسلح نیز در پی شلیک مرگبار ، موتورسیکلت و اسلحه شکاری را در محل وقوع حادثه رها کرد و گریخت. دقایقی بعد، زن جوان که «ن – ر» نام داشت به بیمارستان فارابی مشهد انتقال یافت تا شاید از مرگ نجات یابد. همزمان با انتقال مجروح حادثه به مرکز درمانی و با توجه به حساسیت موضوع که به شیوه ای وحشتناک رخ داده بود، معاون سیاسی و امنیتی دادستان مشهد به بررسی ماجرا پرداخت. قاضی «حسن حیدری» دستور داد تا پلیس اطلاعات و امنیت خراسان رضوی، پرونده شلیک مسلحانه در خیابان مهدی را پیگیری کند اما در حالی که تحقیقات مقدماتی در این باره آغاز شده بود، خبر دیگری در بی سیم های پلیس پیچید.

تلاش پزشکان برای نجات زن ۴۰ ساله به نتیجه نرسید و او بر اثر شدت عوارض ناشی از اصابت گلوله ها جان باخت.
با مرگ این زن جوان، پرونده جنایی دیگری روی میز بازپرس ویژه قتل عمد گشوده شد و قاضی «علی اکبر احمدی نژاد» با ورود به مرکز درمانی، تحقیقات قضایی خود را برای شناسایی مهاجم مسلح آغاز کرد.
کارآگاهان اداره جنایی که قاضی شعبه ۲۰۸ دادسرای عمومی و انقلاب مشهد را همراهی می کردند با صدور دستورات ویژه ای از سوی مقام قضایی به ردیابی مهاجم مسلح پرداختند.
دقایقی بعد دامنه بررسی های پلیسی و قضایی به محل وقوع جنایت کشید. همسر مقتول به مقام قضایی گفت: وقتی از منزل بیرون آمدم دنده عقب حرکت کردم، مهاجم مسلح به طور ناگهانی از شیشه جلوی سمت سرنشین شلیک کرد که گلوله ها به همسرم خورد.
ادامه تحقیقات با استعلام شماره پلاک موتورسیکلت نیز بیانگر آن بود که مهاجم از موتورسیکلت سرقتی در ارتکاب جرم استفاده کرده است به همین دلیل موتورسیکلت و اسلحه شکاری که در محل رها شده بود، برای اثربرداری و بررسی های پلیسی به اداره جنایی آگاهی منتقل شد. تحقیقات بیشتر نشان داد که مهاجم مسلح ابتدا به صورت پیاده از محل گریخته سپس سوار یک دستگاه خودرو شده است.
  تحقیقات بیانگر آن است که زوج مذکور کارمند بانک بودند که هدف شلیک مرگبار موتورسوار میان سال قرار گرفتند.

نوشته شلیک مرد موتور سوار به زوج کارمند بانک در مشهد/ زن ۴۰ساله از پای درآمد اولین بار در پایگاه خبری / تحلیلی نگام. پدیدار شد.

Powered by WPeMatico

دختر ۲۷ ساله تهرانی از آزار و اذیت در خانه مردی که زنش باردار بود گفت / ۳ پسر در آن خانه چه کردند؟!

نگام ، حوادث _ سه مرد که به اتهام ربودن دختری جوان بازداشت شده بودند بار دیگر محاکمه شدند.

به گزارش رکنا ، پنجم تیرماه سال ۹۴، دختر ۲۷ ساله­ای به نام مهسا به اداره پلیس رفت و به اتهام آدم ربایی و اذیت از پسر ۳۰ ساله­ای به نام فرامرز شکایت کرد و گفت: «مدتی قبل با پسر جوانی به نام رضا آشنا شده بودم و قرار بود با هم ازدواج کنیم. شب گذشته با او تماس گرفتم و خواستم برایم از آژانس محل ماشین بگیرد. دقایقی بعد یک پژو۲۰۶ مقابل در خانه مان آمد که فکر کردم آژانس است به همین دلیل سوار شدم و بعد از طی مسافتی دو مرد دیگر سوار ماشین شدند. معترض شدم و گفتم چرا مسافر دیگری سوار می­ کنی؟ اما بعد از آنکه دو مرد جوان را دیدم یکی از آنها را شناختم. بعد از آن بود که مرا به خانه دوستشان بردند و راننده که فرامرز بود بدون توجه به التماسهایم…» او در آخر گفت: «دوستان فرامرز مرا آزار ندادند اما اصرار داشتند که با فرامرز رابطه داشته باشم.»
بعد از طرح این شکایت، فرامرز همراه دو مرد جوان به نام ­های ارسلان و کیارش نیز شناسایی و دستگیر شدند اما آنها هرگونه جرمی را انکار کردند و فرامرز در توضیح به مأموران گفت: «من راننده وانت هستم و تا حالا خودروی ۲۰۶ نداشته­ ام نمی ­دانم چرا دختر جوان چنین ادعای کرده است. تا حالا او را ندیده و با او هیچ رابطه ­ای نداشته­ ام.»
سپس دیگر متهمان نیز جرمشان را انکار کردند و ارسلان نیز در جواب بازجویی­ ها گفت: «چند سال قبل برای ادامه تحصیل و کار از شهرستان به تهران آمدم. آنجا بود که با مهسا آشنا شدم. چند بار به دیدن او رفتم و با هم برای گردش بیرون می­ رفتیم. در همه این دیدارها فقط یکبار برای کشیدن قلیان به خانه کیارش رفتیم و آن هم چند هفته قبل از طرح شکایت مهسا بود. او آدرس خانه کیارش راه به ذهنش سپرد و حالا این سناریو را ساخته است. باور کنید غیر از آن دیگر به خانه دوستم نرفتیم و او دروغ می­ گوید.»
کیارش نیز در بازجویی­ ها با تأیید توضیحات دوستانش هر گونه جرمی را انکار کرد و گفت آن شب دختر جوان را در منزلش ندیده است.
با انکار متهمان اما با ردیابی تلفن همراه شاکی، کیفرخواست علیه سه متهم صادر و پرونده به دادگاه کیفری یک استان تهران فرستاده شد.
در اولین جلسه رسیدگی به پرونده، شاکی بار دیگر شکایت خود را مطرح کرد و در ادامه هر سه متهم بار دیگر جرمشان را انکار کردند. در پایان هئیت قضایی شعبه رسیدگی کننده بنا به انکار متهمان و عدم تأیید اظهارات دختر جوان از سوی پزشکی قانونی، سه مرد جوان از هر گونه جرمی تبرئه کردند. این حکم به دیوان عالی کشور فرستاده شد اما با اعتراض شاکی، سه متهم بار دیگر پای میز محاکمه قرار گرفتند.
به این ترتیب صبح امروز سه متهم در حالیکه با قرار وثیقه آزاد بودند در دادگاه حاضر شدند و بعد از طرح شکایت دوباره از سوی شاکی، فرامرز در جایگاه قرار گرفت و گفت: «به خاطر شغلی که داشتم کیارش چند بار تماس گرفت تا برایش کاری انجام دهم. غیر از این ارتباطی با این دو مرد نداشته و آنها را نمی­شناسم بنابراین دلیلی نداشت که آن شب همراه آنها باشم.»
او در خصوص آنتن­ دهی تلفن همراهش در همان موقعیت مکانی خانه کیارش گفت:«آن زمان بازی والیبال بود و به خاطر تنظیم صوت ورزشگاه با ماشین چند دستگاه جابجا می­ کردم به همین دلیل شاید آنتن­ دهی تلفن همراهم به همین دلیل بوده است. زیرا خانه­ ای که شاکی از آن اسم برده در محدوده غرب تهران بوده است.»
در ادامه ارسلان نیز در آخرین دفاعش گفت: «قبول دارم که با شاکی دوست بوده و با هم بیرون می­ رفتیم اما هیچ رابطه ­ای غیر از دوستی و گردش و تفریح نداشتیم. مهسا یک دوره هنرپیشگی را دیده و حالا این سناریو را ساخته تا ما را گرفتار کند. او حتی برای رضایت مبلغ زیادی را پیشنهاد داد اما من و دوستانم موافقت نکردیم چون اشتباهی نکرده بودیم که بخواهیم بهای سنگینی بپردازیم.»

او در پایان گفت:« خانواده­ ام افراد معتقدی هستند و مدتی است اصرار دارند که ازدواج کنم اما دو سال است به خاطر این پرونده گرفتارم و نمی­ توانم کاری انجام دهم.»
در آخر کیارش نیز در آخرین دفاع گفت: «مهسا و ارسلان با هم دوست بودند و آنها فقط یک بار به خانه ­ام آمدند. آن روز همسرم به خاطر کسالتی که داشت به منزل مادرش رفته بود و من تنها بودم. قبول دارم کار اشتباهی کرده و نباید آنها را به خانه ­ام راه می­ دادم اما باور کنید آنها فقط قلیان کشیدند و غیر از آن رابطه دیگری نداشتند.»
متهم دوم به نام حبیب نیز گفت : همسرم باردار بود و به خانه مادرش رفته بود به همین خاطر چند ماه قبل از این ماجرا وقتی دوستم از من خواست تا همراه دختر جوان به خانه ام بیاید قبول کردم .آنها در حضور من قلیان کشیدند و سپس خانه را ترک کردند .اما شبی که این دختر مدعی است ربوده و در خانه من مورد آزار قرار گرفته است من اصلا در خانه حضور نداشتم.
وی ادامه داد: مهسا قبلا گفته بود در ازای دریافت پول میلیونی حاضر به گذشته است .گمان می‌کنم او قصد اخاذی از ما را دارد.
در پایان جلسه هیات قضایی وارد شور شد تا رای صادر کند.

نوشته دختر ۲۷ ساله تهرانی از آزار و اذیت در خانه مردی که زنش باردار بود گفت / ۳ پسر در آن خانه چه کردند؟! اولین بار در پایگاه خبری / تحلیلی نگام. پدیدار شد.

Powered by WPeMatico