پروانه مافی: تاکید نمایندگان بر حضور اقلیت‌های دینی در شوراها در لایحه جامع انتخابات/ مجمع تشخیص تکلیف سپنتا نیکنام را تعیین کند

نگام ، سیاسی _ عضو کمیسیون شوراها و امور داخلی کشور، گفت: نمایندگان در جریان بررسی لایحه جامع انتخابات بر حضور اقلیت‌های دینی در شوراها تاکید دارند.

 

به گزارش رویداد ۲۴ ، پروانه مافی در خصوص آخرین اصلاح قانون تشکیلات، وظایف و انتخاب شوراهای اسلامی کشور و انتخاب شهرداران، گفت: موضوع حضور اقلیت‌های دینی در شوراهای شهر و روستا از آخرین اصلاحاتی بود که در قالب طرحی انجام گرفت اما هنوز نهایی نشده است، به موجب این اصلاح تکلیف افرادی چون سپنتا نیکنام عضو زرتشتی شورای شهر یزد نیز تعیین خواهد شد.

نماینده مردم تهران، ری، شمیرانات، اسلامشهر و پردیس در مجلس شورای اسلامی، تصریح کرد: طرح مذکور بعد از طی روندهای قانونی به جهت مخالفت شورای نگهبان به مجمع تشخیص مصلحت نظام ارجاع شد، از سوی دیگر مهلت تعلیق سپنتا نیکنام به لحاظ قانونی روبه پایان است.

وی تاکید کرد: اعضای مجمع تشخیص به ویژه افرادی که مجدنا پیگیر این پرونده هستند درخواست داریم تا پاسخ مجلس را بدهند، مجمع تشخیص وظیفه حل و فصل اختلاف بین مجلس شورای اسلامی و شورای نگهبان را دارد لذا هر چه زودتر و پیش از پایان وقت قانونی باید نظر نهایی در خصوص این مصوبه را اعلام کند.

مافی در ادامه لایحه جامع انتخابات را یادآور شد و گفت: لایحه جامع انتخابات در کارگروهی از کمیسیون شوراها و امور داخلی کشور در مجلس در حال بررسی است اما هنوز نهایی نشده است، موضوع حضور اقلیت‌های دینی در شوراهای شهر و روستا یکی از مورادی است که در این لایحه به آن تاکید خواهیم کرد.

عضو کمیسیون شوراها و امور داخلی کشور در مجلس شورای اسلامی، تصریح کرد: رفع ابهام قانون برای حضور اقلیت‌های دینی در شوراهای شهر و روستا در طرح نام برده انجام گرفت اما در لایحه جامع انتخابات هم به این موضوع خواهیم پرداخت تا در آینده نیز افراد برای شرکت در انتخابات و حضور در شوراها مشکل پیدا نکنند.

نوشته پروانه مافی: تاکید نمایندگان بر حضور اقلیت‌های دینی در شوراها در لایحه جامع انتخابات/ مجمع تشخیص تکلیف سپنتا نیکنام را تعیین کند اولین بار در پایگاه خبری / تحلیلی نگام. پدیدار شد.

Powered by WPeMatico

حسن لطفی عضو کمیسیون اجتماعی مجلس : اعتراضات با جلب رضایت مردم آرام می‌شود نه فیلترینگ

نگام ، سیاسی _ حسن لطفی، عضو کمیسیون اجتماعی درباره فیلترینگ احتمالی تلگرام گفت: فیلتر تلگرام در اعتراضات مردمی نقش چندانی نمی‌تواند داشته باشد. ما دلیل اصلی اعتراضات که نارضایتی مردم است را بررسی کنیم. باید قبول کنیم که مردم مشکل اقتصادی، معیشتی دارند.

به گزارش رویداد ۲۴ ، تلگرام به‌عنوان یکی از مهم‌ترین رسانه‌های مجازی، امروز آنقدر طرفدار دارد که خبر فیلترینگ آن یکی از داغ‌ترین خبرها شوند و بسیاری را دغدغه مند و نگران کند.

خبر فیلترینگ تلگرام بعد از ناآرمی های دی ماه ۹۶ به دلیل اینکه کانال‌ها و گروه‌ها در اعتراضات نقش اول این میدان را داشتند، به اوج رسید. در همان زمان نیز فیلتر شدن تلگرام به‌صورت کوتاه‌مدت گواه همین موضوع بود که نشان دهد برای بازگرداندن اوضاع‌واحوال کشور به حالت عادی نیاز است تا این شبکه قطع شود.

با این اتفاق، بعد از آن بحث فیلترینگ و راه‌اندازی پیام‌رسان‌های داخلی برای ساماندهی اوضاع بین مسئولان و کارشناسان قوت گرفت.

در نهایت ۱۱ فروردین، علاءالدین بروجردی، عضو کمیسیون امنیت ملی مجلس  خبر فیلتر شدن تلگرام را در پایان فروردین ماه نهایی کرد.

با اعلام این خبر، بسیاری از نمایندگان مجلس در مخالفت به این تصمیم نظرات خود را در توییتر و سایت‌های خبری  واکنش نشان دادند و در نهایت از غیررسمی بودن این خبر و اینکه هنوز هیچ مرجعی آن را به تصویب نرسانده است، اطلاع دادند.

در این میان رئیس‌جمهور نیز که بسیاری او را مسئول اصلی برای پاسخگویی می‌دانستند، مخالفت خود را به فیلتر شدن تلگرام اعلام کرد.

حسن لطفی، عضو کمیسیون اجتماعی درباره فیلترینگ تلگرام درباره فیلترینگ احتمالی تلگرام گفت: ما از گذشته همیشه دچار چالش در زمینه‌های مختلف فرهنگی، اجتماعی، سیاسی و… هستیم. چراکه پیش‌ازاینکه زیرساخت موضوعی را تعریف کرده باشیم، یکباره با ورود آن در کشور مواجه می‌شویم. در این شرایط وقتی نوع برخورد با آن را نمی‌دانیم ، مشخص است که متحمل مشکلات فراوانی خواهیم شد.

او ادامه می‌دهد: فضای مجازی یکی از موضوعات است که به خاطر مسائل گسترده‌ای در جامعه و نوع زندگی به بار آورده، همیشه بحث فیلترینگ بسیاری از سایت‌ها و… مطرح بوده. اکنون حذف ابزار مهم و موثری مانند تلگرام  حساسیت دوچندان ایجاد کرده است.

وی افزود: ما باید پیش‌ازاین ورود تلگرام، قانون لازم و زیرساخت موجود را تعریف می‌کردیم اما هنوز که چند سال از استفاده تلگرام می‌گذرد اما هنوز قانون درست و مدون در این حوزه وجود ندارد. اکنون مشکل اصلی در فضای مجازی این است که در این دنیا نظارت و مدیریتی اصلا وجود ندارد و هر فردی به راحت هر کار که دوست دارد می‌تواند انجام دهد.

لطفی گفت: ابتدا باید قوانین مربوط و لازم به فضای مجازی در مجلس مصوب شود و از سوی متولی واحدی در چارچوب معینی به جامعه عرضه شود.

او ادامه داد: تاکنون ما کنترل لازم را نداشتیم و یکباره بحث فیلترینگ را مطرح می‌کنیم. اکنون هم اگر بحث فیلترینگ مطرح است باید با در نظر گرفتن دو شرط اجرا شود. اول حفظ حرمت‌ها انسان و دوم آزادی بیان اندیشه. یعنی شبکه‌های اجتماعی باید با حفظ حرمت‌ها و شان و کرامت انسان‌ها و حفظ صیانت از آزادی اندیشه و بیان در چارچوب قانون، مدیریت شود. این مدیریت فقط با تصویب قوانینی در این حوزه امکان‌پذیر است. چراکه ما اجازه نداریم بدون دلیل افرادی را بازخواست کنیم. بلکه باید براساس قوانین و مقررات تعیین شده عملکرد افراد را سوال کنیم. همچنین افراد خاطی هم طبق قوانین مجازات شوند.

لطفی تاکید کرد: اگر جامعه نیز آگاه باشد که در شبکه‌های اجتماعی به‌ویژه تلگرام نظارتی بر اعمال آنها وجود دارد، قطعا افراد همان‌طور که طبق قوانین خاص در شهر زندگی می‌کنند، در فضای مجازی هم خود را مستلزم رعایت قانون می‌دانند.

وی به کارکرد پیام‌رسان‌های داخلی اشاره کرد: اینکه پیام‌رسان داخلی جایگزین تلگرام شود اتفاق ناخوشایندی نیست اتفاقا مثبت هم است. اما باید در این پیام رسان ها آزادی بیان اندیشه به افراد جامعه داده شود و محدودیتی ایجاد نکند.

این عضو کمیسیون اجتماعی اشاره کرد: اگر قرار است فیلتر کردن تلگرام فقط به دلیل اعتراضات خیابانی باشد و از این بخواهد جلوی آزادی اندیشه و بیان آن گرفته شود بنده مخالف آن هستم. اما از سویی باید قبول کنیم شبکه‌های اجتماعی آسیب‌های ازجمله ورود به حریم خصوصی، تخریب، تحقیر و بردن آبروی افراد را به دنبال دارد و با فیلتر در این حوزه که حرمت افراد را نادیده می‌گیرد، موافقم.

او همچنین افزود: در دولت آقای روحانی منشور حقوق شهروندی در نظر گرفته شد که باید این حقوق و حفظ منافع مردم را در همه شرایط در نظر گرفته شود.

این نماینده مجلس در پاسخ به این سوال که فیلتر تلگرام می‌تواند در خاموش شدن اعتراضات تاثیر داشته باشد، گفت: فیلتر تلگرام در اعتراضات مردمی نقش چندانی نمی‌تواند داشته باشد. ما باید دلیل اصلی اعتراضات که نارضایتی مردم است را بررسی کنیم. باید قبول کنیم که مردم مشکل اقتصادی، معیشتی دارند. بپذیریم که اکنون زندگی مردم به‌سختی اداره می‌شود و همین موضوع دلیلی است تا اعتراضات مداوم شکل گیرد. ما باید در مدیریت و تصمیم‌گیری‌ها تجدیدنظر کنیم و با راهکارهای درست می‌توانیم شرایط را در جامعه آرام کنیم نه راهکارهایی مانند فیلترینگ.

نوشته حسن لطفی عضو کمیسیون اجتماعی مجلس : اعتراضات با جلب رضایت مردم آرام می‌شود نه فیلترینگ اولین بار در پایگاه خبری / تحلیلی نگام. پدیدار شد.

Powered by WPeMatico

بهزادنبوی:تندرو محسوب می‌شدم ، می‌خواستند قاتل رجایی معرفی‌شوم ، از زبان بازجوها ازعشق همسرم خبردارشدم

نگام ، سیاسی _ بهزاد نبوی گفت:زندان اول ورودی‌اش سنگین بود، شکنجه‌های سنگینی بود در زندان دوم از نظر جسمی آنچنان مشکلات را نداشتم البته زندان دوم برایم گران تمام شد.

سالنامه اعتماد در مصاحبه ای با بهزاد نبوی از او درباره پستی و بلندی های زندگی اش پرسیده است. نبوی در این گفت وگو می گوید در دوران طفولیت پدر و مادرش از هم جدا شده اند و سالها با مادربزرگش زندگی کرده است او درباره فعالیت های قبل از انقلاب و حرف و حدیث ها درباره تندرو بودنش می گوید:بالاخره در این حد که دنبال زندگی مخفی و خانه تیمی و سیانور گذاشتن زیر زبان و این طور چیزها رفته بودم، تندرو محسوب می‌شدم.

آنچه در ادامه می خوانید خلاصه ای از این گفت و گو است؛

در بین چهره‌های سیاسی کشور، کمتر کسی را داریم که اسمش شبیه شما تا حدودی امروزی باشد؛ در آن دوران اغلب مرسوم بود که همه اسم حسن و حسین و علی این‌ها را برای فرزندان‌شان انتخاب می‌کردند. چطور شد که شما شدید «بهزاد»؟
از پدر و مادرم باید بپرسید که چرا اسمم را بهزاد گذاشتند. ضمناً چرا فکر می‌کنید همه ایرانیان مسلمان باید نام یکی از ارئمه را داشته باشند؟

خب آن موقع‌ها رسم این گونه بود. اسم خواهر و برادرهای‌تان چطور؟
من تک فرزند هستم. یک برادر داشتم که وقتی دو سال و نیم داشت در حوض افتاده و غرق شد. من آن موقع شش ماه بیشتر نداشتم. اسم او فرهاد بود.

از خانه پدری چیزی به خاطر دارید؟
تقریباً می‌شود گفت من در خانه پدری زندگی نکردم. پدرم و مادرم در طفولیتم از هم جدا شدند.البته چند بار رجوع کردند و بدون طلاق جدا شدند. ولی همان طوری که پدرم در زمان حیاتش در مصاحبه‌ای گفت من هیچ وقت سر سفره وی نبودم و در واقع همیشه با مادربزرگ و پدربزرگ مادری‌ام زندگی می‌کردم. خانه ما در خیابان دانشگاه (رو به روی ضلع شرقی دانشگاه تهران، کوچه پورجوادی، در پنجم دست راست پلاک ۱۷) بود که از فردی به نام مرحوم ماشاءالله پورجوادی اجاره کرده بودیم. ایشان پدربزرگ آقای دکتر میرسلیم و خیلی مرد شریفی بودند.

پس آشنایی‌تان با آقای میرسلیم از همان بچگی و محله قدیم بوده؟
هرگز به یاد ندارم در بچگی ایشان را دیده باشم. پدر بزرگ‌شان آنجا رفت و آمد داشتند. تمام بلوک روبه‌روی دانشگاه، یعنی بین فخر رازی و دانشگاه و بین شهدای ژاندارمری و انقلاب خانه‌های ایشان بود که یکی از آنها را به ما اجازه داده بود. از وقتی یادم هست، تقریباً ۵ سالگی تا سنی که دانشگاه می‌رفتم آنجا سکونت داشتیم. در دوران دانشجویی هم مادرم خانه‌ای روبه‌روی دانشگاه پلی‌تکنیک اجاره کرده بود که گاهی آنجا بودم و گاهی هم پیش مادربزرگ. از آنجایی که مادرم برای مأموریت کاری‌اش معمولاً به شهرستان‌های مختلف و بعضاً خارج از کشور می‌رفت، من تقریباً همیشه با مادربزرگم زندگی می‌کردم.

اوضاع درس و مدرسه چطور بود؟
در دبیرستان معمولاً شاگرد اول تا سوم بودم.

خیلی از سیاسیون ایران، از البرز سیاسی شدند! شما، مهدی چمران، مصطفی چمران و…
خب البته آنجا فضای سیاسی شدن بود و معلم‌ها هم بی‌نقش نبودند. یادم هست اولین تظاهراتی که شرکت کردم، تظاهرات ۲۰ دی ۱۳۳۸ بود. در آن تظاهرات به صورت مستقل شرکت کردم. ولی من در واقع پیش‌تر از البرز و در دوران دبستان سیاسی شده بودم چون دو دایی و یکی از خاله‌هایم سیاسی بودند و در تظاهرات دوران مصدق به همراه آنها شرکت می‌کردم.

گرایش سیاسی‌شان چطور بود؟
آنها طرفدار مرحوم مصدق بودند و خب من هم مصدقی شدم. خاله‌ام عضو حزب زحمتکشان نیروی سوم بود. از همان موقع روزنامه‌های حربی را برای فروش به مردم به من می‌داد چون خاله ما روبه‌روی دانشگاه تهران بود، می‌رفتم آنجا و آنها را می‌فروختم.

آن زمان بحث‌های سیاسی بیشتر بین ملیون بود و توده‌ای‌ها. می‌آمدند جلوی دانشگاه دسته دسته دور هم جمع می‌شدند و بحث می‌کردند. من هر روز ظهر که از مدرسه می‌آمدم، می‌رفتم جلو دانشگاه به بحث‌هایشان گوش می‌کردم. آن موقع حدوداً ۹ سال بیشتر نداشتم.

نگاه شما به شهید مطهری و دکتر شریعی چه بود؟
آن موقع هر دو را به عنوان مسلمان متفکر مبارز قبول داشتم.

برای مثال، آقای تاج‌زاده می‌گوید شناختم از اسلام را به واسطه شهید مطهری می‌دانم.
شکل گیری اعتقادات من از ۱۳، ۱۴ سالگی بود. بدون اینکه کسی به من بگوید، نماز می‌خواندم. پدرم اصلاً نماز نمی‌خواند. مادر هم خودش نماز خوانده بود. نه اینکه کسی به ایشان گفته باشد. به من هم هیچ‌کس نگفته بود. نه پدرم نه مادرم، نه مادربزرگم و نه پدربزرگم. یادم هستم ۸، ۹ ساله بودم که روزه می‌گرفتم ؛ یعنی پدربزرگ اعتراض می‌کرد که نماز نخوان و روزه‌نگیر و می‌گفت برای تو زود و مضرر است، تو حالا نباید روزه بگیری.

می‌گویید از سمت خانواده اجبار و توصیه‌ای نبود. پس این اعتقاد از کجا آمده بود؟
نمی‌دانم. نه تنها اجبار و توصیه‌ای در کار نبود بلکه مخالف هم می‌شد به همین دلیل سحرهای ماه رمضان یواشکی، روی چراغ کوچکی در صندوقخانه نیمرو می‌پختم تا سحری بخوردم. پدر بزرگ یک بار دید با لگد زد نیمرو را کف صندوقخانه که گچ و خاک بود ریخت و من را از خوردن سحری محروم کرد! من جگرم آتش گرفت که نشد سحری بخورم.

نماز و روزه من سر خود بود. ولی از وقتی شروع به مطالعه عمیق کردم، آثار شهید مطهری برای من راهگشا بود. مرحوم شریعتی به من شور و شهید مطهری عمق می‌داد. البته دوره‌ای که شروع به مطالعه عمیق کردم. مرحله شور را پشت سر گذاشته بودم.

درون زندان برقراری این ارتباط چگونه ممکن بود؟
مجاهدین خلق در زندان شبکه تشکیلاتی داشتند و افراد از طریق شبکه‌ به مجموعه وصل می‌شدند. مدتی آقای پرویز یعقوبی و مدتی هم آقای موسی خیابانی رابط من بودند. رابط‌ها، اخباری که از بیرون زندان می‌رسید را جمع می‌کردند و به افراد درون زندان می‌دادند و با آنها بحث و گفت‌وگو می‌کردند.

سال ۵۴ شد و آغاز تغییرات برای شما.
دقیقاً سال ۵۴، آبستن رویدادهای زیادی بود. هم ماجرای درگیری و شهادت شعاییان، هم ماجرای تغییر ایدئولوژی در سازمان مجاهدین خلق. تا آن زمان ما به سازمان اعتقاد و اعتماد زیادی داشتیم و فکر می‌کردیم آنها خیلی مسلمان‌تر از ما هستند ولی در سال ۵۴ عده‌ای درون سازمان مارکسیست شدند. همان‌طور که مرحوم حنیف و دوستانش می‌گفتند تصور قبلی ما درباره سازمان این بود که مجاهدین از تفکر مارکسیسم به عنوان علم مبارزه استفاده می‌کنند. ولی بعد فهمیدیم همان‌طور که خود مجاهدین مارکسیست شده می‌گفتند هسته تفکر سازمان مارکسیستی بود و پوسته‌اش مذهبی؛ می‌گفتند ما آمدیم این پوسته را شکافتیم و هسته را نمایان کردیم. به نظر من اینها در مقایسه با عده‌ای شبیه مسعود رجوی که همچنان دنبال ماله‌کشی بودند، درست‌تر می‌گفتند. ما وقتی تغییر ایدئولوژی سازمان را دیدیم، فهمیدیم تفکرات‌شان التقاطی بوده و این تفکرات موجب شده بود تا گرایش مارکسیستی در سازمان رشد کند و عده‌ زیادی تا از اعضای سازمان مارکسیست شوند. از آن پس، موضع ما نقد سازمان بود و همین موضع انتقادی موجب جدایی من از مجاهدین خلق شد.

در همان زندان؟
بله، در همان زندان جدا شدیم و تشکیلات خودمان را ایجاد کردیم. شهید رجایی، صادق نوروزی، حسین منتظرحقیقی (برادر شهید محمد منتظرحقیقی) و حاج عباس دوزدوزانی. این‌ها دوستانی بودند که از مجاهدین خلق در زندان اوین جدا شدند. من هم همراه آنها بودم.

همه فکر و ذکرتان شده بود مبارزه و سیاست! اصلاً به فکر خانواده و ازدواج و این‌ها نبودید؟
اتفاقاً از زندان که بیرون آمدم می‌خواستم به سرعت ازدواج کنم چون فکر می‌کردم دیر شده است.. من در ۳۰ سالگی به زندان رفتم و در ۳۷ سالگی بیرون آمدم. چند مشخصه به همه فامیل و دوستان دادم که برایم دنبال فرد مورد نظر بگردند. از جمله افرادی که به من معرفی شد، خانمی بود که یکی از همکاران مادرم در انستیتو عالی پرستای فیروزگر پیشنهاد داده بود. ایشان یکی از دانشجویان فارغ‌التحصیل انستیتو را پیشنهاد کرده بود. من و مادرم منزل ایشان رفتیم، هنگامه خانم (همسر نبوی) هم آمدند آنجا  ما همدیگر را دیدیم. من در همان دیدار اول خیلی پسندیدم.

عشق در یک نگاه بود؟
آن پسند مقدماتی بود. بعد از آن در چند نشست طولانی با هم صحبت کردیم. آن زمان جز فعالیت داوطلبانه و افتخاری در کمیته مرکزی، هنوز هیچ شغلی نداشتم چون ماه‌های ابتدایی بعد از انقلاب بود (اردیبهشت ۵۸) به ایشان گفتم گذشته من چطور بوده است. آینده‌ام هم معلوم نیست چون آدم سیاسی هستم. ممکن است زندان هم در انتظارم باشد. ایشان بعدها می‌گفتند من نفهمیدم سیاسی یعنی چه و گرنه قبول نمی‌کردم (خنده). به هر حال همه چیز را برای ایشان گفتم که ممکن است اتفاقاتی برای من بیفتد. ولی سال ۸۸ که مرا زندان کردند ایشان برخورد عجیبی داشت که باور کردنی نبود.

وقتی من دستگیر شدم نمی‌دانست من کجا هستم ولی حدس می‌زد که در اوین باشم به همین خاطر تمام ماه رمضان ۸۸ را از یک ساعت قبل از افطار می‌امد دم در زندان اوین می‌نشست تا افطار، روزه‌اش را باز می‌کرد و نماز می‌خواند و می‌رفت. بازجوها و نگهبان‌ها می‌امدند به من می‌گفتند خانمت چرا اینقدر می‌آید می‌نشیند اینجا. می‌گفتم من نه ملاقات دارم با ایشان نه اطلاعی. از آمدنش و علت آن بی‌خبرم. در واقع من از زبان بازجوها و نگهبان‌ها از میزان عشق و علاقه‌اش خبردار شدم. در دوره زندان به میزان وفاداری و عشق و علاقه‌اش خیلی بیشتر پی بردم. برخوردش واقعاً نمونه بود.

می‌گویند بهزاد نبوی آن روزها یک انقلابی تندرو بود!
خودم نمی‌تونم ارزیابی کنم. بالاخره در این حد که دنبال زندگی مخفی و خانه تیمی و سیانور گذاشتن زیر زبان و این طور چیزها رفته بودم، تندرو محسوب می‌شدم.

در همین دوران محمدعلی رجایی به نخست‌وزیری رسید و شما به جمع دولتی‌ها پیوستید.
همان‌طور که گفتم من از زندان شاه با شهید رجایی آشنا شده بودم. سه، چهار سال هم‌بند بودیم و در زندان تشکیلات و حزب ایجاد کردیم. همان تشکیلاتی که بعدها نام امت واحده را گرفت و یکی از گروه‌های هفت‌گانه سازمان مجاهدین انقلاب اسلامتی شد.

ولی شهید رجایی که عضو سازمان نبودند!
عضو نبود ولی حداقل هفته‌ای یک‌بار به سازمان می‌آمد و من و ایشان جلسات منظم و مشترکی داشتیم. وقتی پیشنهاد نخست‌وزیری را با ایشان مطرح کردند با من در میان می‌گذاشت و شرط کرد در صورتی پیشنهاد را قبول می‌کنم که تو هم همراهم بیایی و کمک کنی. از اعضای سازمان هم درخواست کمک کرد. از خسرو تهرانی و محمد سلامتی هم دعوت کرد. می‌خواست صادق نوروزی را نیز به عنوان وزیر خارجه معرفی کند که من با تصور اینکه شاید فرد قوی‌تری معرفی شود، مخالفت کردم.

بعضی‌ها می‌گویند که بهزاد نبوی تحت تأثیر شهید رجایی متشرع شد.
یعنی چه؟

شاید یعنی پایه‌های اعتقادی‌اش متأثر از شهید رجایی بود.
البته من همیشه تحت تأثیر شخصیت والا و برجسته شهید رجایی بوده و هستم ولی ما با هم به صورت همزمان به این نتیجه رسیدیم که مجاهدین خلق آنچه تصورش را می‌کردیم، نیستند. هم جدا جدا و هم با هم به این نتیجه رسیدیم که خرج‌مان را از آنها جدا کنیم. شاید من حتی کمی سنتی‌تر از شهید رجایی هم برخورد می‌کردم.

از چه لحاظ؟
مثلاً می‌رفتیم وضو بگیریم من سه، چهار بار روی شیر آب می‌ریختم. شهید رجایی اعتراض می‌کرده، می‌گفت کافی است! کافی است! او مرا به وسواسی بودن متهم می‌کرد. ولی به هر حال اثرگذاری هم ممکن است بوده باشد. ضمناً لازم به ذکر است من از ۱۳ یا ۱۴ سالگی مسلمان نمازخوان و روزه‌بگیر بوده‌ام و اگرچه شهید رجایی تأثیرات زیادی بر من داشت ولی مسلمانی و تدین من اگر خدا قبول کند به سال‌ها قبل از اشنایی با شهید رجایی بازمی‌گردد.

شما یکی از چهره‌هایی بودید که چه در دولت شهید رجایی و چه پیش از آن همواره مورد مخالفت بنی‌صدر قرار می‌گرفتید. دلیل این مخالفت چه بود؟
بنی‌صدر با شهید رجایی هم مخالف بود ولی شرایط پیش آمد که نتوانست مخالفت کند و شهید رجایی نخست‌وزیر شد. بنی‌صدر با ۴ نفر از وزرای آقای رجایی هم مخالف بود. با آقای مهندس موسوی برای وزارت امور خارجه، با آقای توکلی برای وزارت کار، با مرحوم نوربخش برای وزارت اقتصاد و دارایی و با من هم برای هر وزارتخانه‌ای. دلیل مخالفتش را هم ضدیت‌مان با خود اعلام می‌کرد. درباره آن سه نفر بر سر مخالفتش باقی ماند ولی درباره من شهید رجایی اصرار به حضورم در دولت داشت. به یاد دارم که مرحوم آیت‌االله انواری و آیت‌الله یزدی برای این موضوع بین شهید رجایی و بنی صدر واسطه شده بودند. شهید رجایی به بنی‌صدر پیغام داده بود که می‌خواهم نبوی را وزیر مشاور در امور اجرایی کنم و هیچ وزارتخانه‌ای را در اختیارش نمی‌گذارم. آن دو نفر هم با بنی‌صدر صحبت کرده بودند، بنی‌صدر قبول نکرده بود و گفته بود نبوی می‌خواهد علیه من کار کند. درست در خاطرندارم ایشان پیشنهاد کرده بود با آقایان انواری و یزدی. به هر حال آن دو بزرگوار آمدند و به من گفتند که شما یک متنی بنویسید که مخالفت بنی‌صدر نیستید. من با رجایی مشورت کردم و گفتم حاضرم این متن را بنویسم.

واقعاً حاضر شدید بنویسید؟
ناچار شدم اولین ندامت‌نامه بعد از انقلابم را بنویسم! البته نوشتم: «من با رئیس‌جمهور قانونی کشور مخالفتی نخواهم داشت.»بنی‌صدر رئیس‌جمهور قانونی بود ولی نمی‌خواستم این نامه یک چک سفید امضا شده برای شخص او باشد. منظورم این بود که هرکس رئیس‌جمهور قانونی باشد با او مخالفت نخواهم کرد. این نامه را به بنی‌صدر دادند و او هم از مخالفتش کوتاه آمد.

محمدرضا شمس‌اردکانی که آن زمان نماینده وقت ایران در سازمان ملل بود، چندی پیش مدعی شد که با وجود اعلام رضاییت مقامات ایران، بهزاد نبوی در جریان حضور شهید رجایی در مجمع عمومی سازمان ملل مانع از مذاکره دولت او با آمریکایی‌ها شده بود.
اصولاً شهید رجایی بنای مذاکره با دولت آمریکا نداشت و تصمیم او و دولت از همان زمانی که کمسیون مجلس مصوبه حل و فصل ماجرای گروگان‌گیری را به دولت ارجاع کرد. واسطه قرار دادن الجزایر بود. شهید رجایی اگر قرار بود با امریکا رابطه بگیرد چرا در نیویورک به سراغ مالک نماینده الجزایر رفتیم و با نخست وزیر آن کشور صحبت کردیم. در تمام این مذاکرات بحث این بود که الجزایر بیاید واسطه‌گری این مذاکرات را برعهده بگیرد چون ما و کل نظام بنای بر مذاکره مستقیم با آمریکا نداشتیم. اظهارات آقای شمس اردکانی در این موارد خلاف واقع است.

ایشان گفته‌اند آن زمان، حتی شهید بهشتی هم اجازه انجام این مذاکرات را از جانب نظام صادر کرده بود ولی بهزاد نبوی معتقد بود که ریگان برای ایران بهتر از کارتر است.
این مطالب را باتوجه به اینکه هفته‌ای یک بار به اتفاق شهید رجایی با شهید بهشتی و مرحوم هاشمی به عنوان سران قوا جلسه داشتم و هرگز در آن جلسات و گفت‌وگوهای دوجانبه با شهید بهشتی مطرح نشده بود، قویاً تکذیب می‌کنم. ضمناً من هرگز معتقد به بهتر بودن ریگان از کارتر نبودم و همه ما در تلاش برای حل مشکل در دوره کارتر بودیم.

باوجود گذشت بیش از ۳۰ سال از ماجرای انفجار دفتر نخست‌وزیری، همچنان برخی از شما به عنوان کسی یاد می‌کنند که در آن پرونده نقش داشتید. در همین رابطه چندی پیش آقای احمد سالک در مصاحبه‌ای گفته بود که بعد از انفجار نخست‌وزیری، بهزاد نبوی آنقدر که نگران مرگ کشمیری بود. از شهادت رجایی ناراحت نشده بود.
توضیح آقای سالک شبیه طنز و مزاح بود! گفته است: «ساعتی بعد از انفجار، به داخل ساختمان نخست‌وزیری رفتم، نبوی را دیدیم که مضطرب است، یقه‌اش را چسبیدم، گفت کشمیری شهید شد؛ اصلاً سراغی از رجایی و باهنر نگرفت» (نقل به مضمون) آدم گاهی بعضی چیزهایی را نمی‌تواند تکذیب کند، معلوم است که این حرف خلاف است که من، آن هم به فردی که اگر روزی در خیابان ببینم نمی‌شناسمش بگویم «رجایی و باهنر هیچی، کشمیری را بچسب؟!» یعنی من با آن همه ارتباط و نزدیکی که با رجایی داشتم، نگرانش نبودم؟

بگذارید این را هم بگویم در اولین جایی که شب اول انفجار مطرح شد که نبوی قائل رجایی است، در حزب جمهوری اسلامی شاخه اصفهان بود؛ یعنی روز ۸ شهریور ساعت ۳ بعد از ظهر انفجار رخ می‌دهد و ساعت ۸ یا ۹ شب در حزب اصفهان برای اولین بار مطرح می‌شود که نبوی قائل رجایی است و از قضا آقای سالک عضو شاخه اصفهان حزب بود!

یعنی این ادعا را آقای سالک مطرح کرده بود؟
نمی‌دانم چه کسی ولی این ادعا از حزب اصفهان بیرون آمد، شاید آقای خسرو تهرانی که آن زمان معاون اطلاعاتی نخست‌وزیر بود بداند. در هر حال هیچ تحقیقی از ۳ بعد از ظهر تا ۸ شب نمی‌تواند نشان دهد که چه کسی قائل رجایی بوده است! اگر جایی هم قرار بود تحقیقات صورت گیرد در تهران بوده، چطور این حرف از اصفهان درآمد؟! معلوم است که عده‌ای مثل ایشان (احمد سالک) دنبال این بوده‌اند که من قاتل رجایی معرفی شوم.

قبل از ۸ شهریور با آقای سالک اختلاف داشتید؟
چنان که گفتم من آقای سالک را اگر الان ببینم نمی‌شناسم. نمی‌دانم مبنای این حرف‌ها چیست؟ من هیچ وقت با ایشان ارتباط نداشتم؛ این حرف‌ها کذب محض است، اصلاً انفجار ساعت ۳ بعد از ظهر شهریور اتفاق افتاد و ما ۲ بعد از ظهر فردای آن روز فهمیدم انفجار کار کشمیری بوده است. من بعید می‌دانم که آقای سالک در این ۲۴ ساعت با من روبه‌رو شده باشد. در آن وضعیت همه منطقه بسته شده و تحت محاصره نظامی بود.

حتی صبح فردای انفجار هم که تشییع جنازه شهدای ۸ شهریور برگزار می‌شد من هم اطلاعی از نحوه برگزاری مراسم نداشتم. از نظر پرسنل اطلاعات و تحقیقات نخست‌وزیری، کشمیری از کارکنان خیلی خوب نخست‌وزیری محسوب می‌شد و کارکنان اداره دوم هم اکثراً قبولش داشتند، دو نفر از کارکنان اداره دوم هم اکثراً قبولش داشتند، دو نفر از کارکنان دفتر اطلاعات و تحقیقات نخست‌وزیری که با او کار کرده بود، می‌گفتند: «روز تشییع جنازه، از میان نمایندگان مجلس به یک روحانی گفتیم از جنازه کشمیری هیچ چیزی نمانده است، چه کار کنیم؟ آن روحانی هم گفت کمی خاکستر محل انفجار را جمع کنید و به جای جنازه بریزید داخل کیسه و ما همان کار را کردیم» همین مسئله موجب اتهام «جنازه‌سازی» شد.

می‌گفتند خواهر کشمیری از اینکه در خانه مادری‌شان شنود کار گذاشته شده بود، اطلاع داشت و بررسی منزل او با هماهنگی برادر همسرش، محمد دلنواز صورت گرفته بود.
من از چنین ماجرایی خبر ندارم. شاید آقای تهرانی بداند. خبر رسمی را بعد از مشخص شدن نتیجه آقای ربانی‌املشی اعلام عمومی کرد. البته بعد معلوم شد همان روز انفجار برنامه‌ریزی شده بود و کشمیری و همسرش از مرز خارج شده بودند و متأسفانه فردای آن روز آقای تهرانی دستور بستن همه مرزها را داده بود.

مگر می‌شود این همه پرونده‌سازی و حرف و حدیث علیه شما در ماجرای ۸ شهریور بی‌اساس بوده باشد؟
متأسفانه پرونده انفجار دفتر نخست‌وزیری از همان روز اول سیاسی شد. سال ۸۱ تا ۸۲ که به عمره مشرف شده بودم. در مکه به توصیه خبرنگار روزنامه رسالت که همراه کاروان ما بود با مرحوم عسگراولادی دیداری در اتاق این خبرنگار داشتم. این دیدار زمانی بود که عده‌ای پرونده پتروپارس را علیه من علم کرده بودند و می‌گفتند پتروپارس یک شرکت خصوصی خارجی است و ایشان (بهزاد نبوی) رئیس هیئت مدیره‌اش است! در آن دیدار به آقای عسگراولادی گفتم به دوستان‌تان بفرمایید لازم نیست بهزاد نبوی حتماً دزد، فاسد‌الاخلاق، جاسوس، خائن و قائل باشد تا افکارش فاسد و مسموم و غلط باشد، می‌تواند هیچ‌کدام از اینها نباشد ولی افکارش فاسد و غلط باشد.

واکنش آقای عسگراولادی چه بود؟
ایشان نظر مرا کاملاً تأیید کردند. البته بعدها خودشان هم این مسئله را رعایت نکردند. در سال‌های اول دهه ۹۰ که من در زندان بودم از ایشان مصاحبه‌ای خواندم که گفته بودند «امام پرونده نخست‌وزیری را مختومه نکردند بلکه مسکوت گذاشتند.» خدا رحمت کند ایشان را این ماجرا را خدمت‌تان عرض کردم تا متوجه دلایل این پرونده‌ساز‌ی‌ها بشوید. این جماعت بر این باورند که برای زدن صدام باید به هر مکر و حیطه و نیرنگی متوسل شد چون صدام خطری برای اسلام و مسلمین است و در قرآن آمده: «ومکر و مکرا… و الله خیر الماکرین» این جماعت اول بهزاد نبوی را به صدام تبدیل کرده و سپس او را شایسته هر تهمت و افترایی می‌دانند! همین پرونده پتروپارس که اشاره کردم بعد از اینکه از مجلس بیرون آمدم و دیگر کاره‌ای نبودم، فروکش کرد و هیچ کس دنبالش را نگرفت.

بعد از اتفاقات سال ۸۸ به زندان رفتید و وقتی آزاد شدید همه بهزاد نبوی متفاوتی را نظاره کردند؛ منظورم به لحاظ ظاهری است. همه می‌گفتند یک‌باره پیر شدید.
یک سنینی هست که افراد به یک‌باره تغییر می‌کند. مثلاً تا ۴۵ سالگی معمولاً تغییر ویژه‌ای اتفاق نمی‌افتد ولی بعد از آن چین و چروک‌ها کم کم پیدا می‌شود. من وقتی سال ۸۸ به زندان رفتم ۶۷ سالم بود. این سن، مرز پیر شدن است. به هر حال من ۵ سال در زندان بودم و در جامعه حضوری نداشتم معلوم است آنهایی که مرا بعد از ۵ سال می‌بینند در نظرشان خیلی پیر می‌آیم. نه به خاطر اینکه سختی‌ها را نتوانستم تحمل کنم و فشارها طاقت‌فرسا بود؛ برای من زندان دوم راحت‌تر از زندان اول بود.

زندان اول ورودی‌اش سنگین بود، شکنجه‌های سنگینی بود در زندان دوم از نظر جسمی آن‌چنان مشکلات را نداشتم البته زندان دوم برایم گران تمام شد چون وقتی کسی خود را در زمره خادمین به یک انقلاب و نظامی می‌داند و بعد می‌بیند. به اتهام ضدیت با نظام دستگیر و به اتهام توطئه برای براندازی نظام محکومش می‌کنند، برایش سنگین است و به لحاظ روحی خیلی فشار بالاست. در زمان شاه هر اتهامی که به من زده بودند درست بود چون واقعاً می‌خواستیم رژیم را ساقط کنیم ولی در بازداشت دوم هیچ یک از این اتهامات بویی از واقعیت نداشت. در طول آن ۵ سال به بازپرسی‌ها و بازجوها می‌گفتم در کیفر خواست و حکم دادگاه من در زمان شاه یک کلمه دروغ نیست ولی در کیفر خواست و حکم دادگاه بعد از انقلاب من یک کلمه با واقعیت تطبیق نمی‌کند. این انسان را خیلی رنج می‌دهد که برای یک نظام و انقلاب تمام جوانی‌اش را داده باشد و هیچ چیزی از این انقلاب  و نظام نگرفته باشد و در پیری به ۵ سال حبس محکوم شود. این موضوع فشار روحی و روانی زیادی داشت ولی بعید می‌دانم کمر را خم کند!

نوشته بهزادنبوی:تندرو محسوب می‌شدم ، می‌خواستند قاتل رجایی معرفی‌شوم ، از زبان بازجوها ازعشق همسرم خبردارشدم اولین بار در پایگاه خبری / تحلیلی نگام. پدیدار شد.

Powered by WPeMatico

فاضل میبدی: مرجعیت در حوزه‌های علمیه باید شورایی شود/ دینی بودن جامعه فقط روسری دختر و زن نیست/ چرا در مورد مدیریت آب‌ها و تخریب محیط زیست وارد نمی‌شویم؟

نگام ، سیاسی _ استاد حوزه و دانشگاه با تاکید بر اینکه در دنیای امروز یک نفر نمی‌تواند در همه زمینه‌ها مجتهد باشد پیشنهاد کرد که مرجعیت در حوزه شورایی شود.
به گزارش شفقنا ،  محمدتقی فاضل میبدی درباره مهمترین رسالت حوزه علمیه، توضیح داد: معتقدم حوزه‌های علمیه باید رسالت اصلی خودشان یعنی همان نوآوری در دین، پاسخ به شبهات، تحقیق و پژوهش‌ها را دنبال کنند و اگر حوزه‌های علمیه بخواهند در هر امر سیاسی وارد شوند به نظر من مشکلات جامعه را بیشتر می‌کنند.
وی ادامه داد: اگر ما حوزه‌های علمیه را در جایگاهی نگاه کنیم که وظیفه اصلی آن درمان شبهات، تحقیق و پژوهش است، در این شرایط حوزه می‌تواند به جایگاه خودش برگردد. اما اگر حوزه بخواهد بیانیه‌ای بدهد و در برابر دولت موضعی بگیرد مشکلات جامعه شیعه را بیشتر می‌کند.
استاد دانشگاه مفید درباره سیاسی شدن حوزه‌ها عنوان کرد: متاسفانه امروز حوزه‌های ایران به ویژه حوزه علمیه قم، به گونه‌ای رفتار می‌کنند که از جایگاه اصلی خود خارج می‌شوند؛ یعنی حوزه بیش از حد خودش را سیاسی می‏کند. البته این اختلاف نظر در میان حوزویان وجود دارد و این تقابل جدی درباره سیاسی بودن یا سیاسی نبودن حوزه علمیه وجود دارد و هنوز این اختلاف نظر میان حوزویان حل نشده است.
فاضل میبدی با اشاره به مشی و سلوک آیت‌الله سیستانی تصریح کرد: معتقدم بهتر است ما هم براساس همان مشی که آیت‌الله سیستانی در نجف عمل می‌کند، حرکت کنیم. ایشان در ریز جزییات دخالت نمی‎کند بلکه در سیاست‌های کلان وارد می‌شود اگر هم در سیاست‌های کلان وارد شود زمانی است که جان حوزه علمیه نجف در خطر باشد و نسبت به موضوعی ورود می‌کند.
ایشان جایگاه حوزه علمیه را با چنین عملکردی حفظ کرده است؛ اگر این الگوبرداری در حوزه علمیه ما صورت می‌گرفت الگوی بسیار خوبی برای ما بود.
او ادامه داد: ما به عنوان حوزه علمیه قم، به عنوان روحانیت و عالم دین قیام کردیم و برای حل مشکلات مردم، نظامی را عوض کردیم، اما مشکلات بسیاری از مردم حل نشده است مردم نیز این مشکلات را از چشم روحانیت می‌بینند.
فاضل باتوجه به شبهات دینی مردم، گفت: از جهت فکری و نظری همچنان بسیار عقب هستیم و در مسایل دینی و علمی شبهاتی مطرح می‌شود حوزه علمیه قم کمتر در این مورد وقت می‌گذارد. از سوی دیگر وابستگی مالی حوزه به دولت زیاده شده که این وابستگی و نوع عملکردشان برای مردم سوال است که این هزینه‌ها برای حوزه علمیه چطور صرف می‌شود؟
چون پولی که از دولت دریافت می‌کند خروجی لازم را ندارد. این موارد سبب می‌شود ارتباطی که توده‌های مردم با حوزه داشتند کمرنگ شود چون هزینه‌های مالی خود را دریافت می‌کنند و مشکلات مردم نیز پا برجاست بنابراین مردم به مرور از حوزه دور می‌شوند و این واقعیت ملموس است.
او با اشاره به تغییر جایگاه روحانیت در قبل و بعد انقلاب توضیح داد: باید جایگاه روحانیت در قبل و بعد از انقلاب را بررسی کنیم و متوجه این تغییر جایگاه خواهیم شد. جایگاه روحانیت در میان جوانان تضعیف شده است. در برخی از موارد روحانیون در تریبون‌های نماز جمعه به دولت حمله می‌کنند یا برجام را زیر سوال می‌برند این موارد جوانان را بدبین می‌کند و  بحران‌های ما را هم بیشتر می‌کند.
فاضل میبدی درخصوص قوت‌ها و ضعف‌های حوزه، بیان کرد: نقطه قوتی برای من روشن نیست اما یک حُسنی که در حوزه وجود دارد این است که تکثرگرایی و دیدگاه‌های مختلف وجود دارد، بینش طلبه‌ها بازتر از گذشته شده است و به نوعی حسن محسوب می‌شود و امیدوار کننده است. گسترش شبکه‌های ارتباطی با دنیا بی‌تاثیر نیست. تفکر سنتی که به شکل سابق وجود داشت، نقادی می‌شود.
او با بیان اینکه امروز تفاوت فکری بسیار زیادی در حوزه وجود دارد، افزود: گاهی این اختلافات بسیار مفید و خوب هستند اما اگر این اختلاف فکری به طبقات و تفاوت فکری برسد، بسیار خطرناک است. به همین علت می‌بینیم که بسیاری از افراد یکدیگر را از اسلام خارج یا مرتد می‌دانند.
جایگاه حوزه و روحانیت، جایگاه تعریف شده‌ای نیست
این استاد حوزه افزود: جایگاه حوزه و روحانیت، جایگاه تعریف شده‌ای نیست و تعریف درستی از خودش ندارد، مثلا دانشگاه جایگاه تعریف شده‌ای دارد اما حوزه این‌طور نیست. چون بخشی از آنها در حکومت هستند، بخشی از آنها در حوزه‌ها درس ‌می‌خوانند و گروهی از آنها فعالیت سیاسی می‌کنند یعنی یک چهل تکه‌ای است که برای حوزویان زیان بخش است؛ ما آن یک‌دستی حوزه که پیش از انقلاب وجود داشت را از دست داده‌ایم و این چهل تکه بودن سبب اختلاف فکری، اختلاف در عملکرد می‌شود.
او تصریح کرد: از سوی دیگر حوزه این شبهات علمی که در دنیا مطرح ‌می‌‌شود را نتوانسته درک کند بنابراین نه پاسخ داده و نه پذیرفته است. حوزه سنتی کاملا زیر سوال است و به طور کامل نقادی می‌شود. چون دستگاه کلامی و فلسفه صدرایی که در حوزه خوانده می‌شود نسبت به آن نقدهای فراوانی مطرح می‌شود. ما هنوز در حوزه کلام، فقه و فلسفه در دستگاه فکری موجود حرفی برای گفتن نداریم.
فاضل میبدی با توجه به ایجاد اصلاحات رفرم در حوزه علمیه عنوان کرد: اصلاحات اگر بخواهد شروع شود باید از تفکر شروع شود؛ الان متدولوژی و روشی که در حوزه‌های علمیه قم تدریس و بحث می‌شود، قدیمی شده است. باید اصلاحات در روش‌های اجتهادی و متدلوژی قدیم صورت بگیرد که صورت نمی‌گیرد و همچنان می‌گویند فقه جواهری، فقه سنتی و … این مساله به نظر من اشتباه است. چون روش‌‌های تحقیقی جدید شده است و بحث هرمونتیک از دستاوردهای علم جدید است که باید در حوزه جدی گرفته شود.
باید روش‌های علمی در حوزه عوض شود
او اظهار کرد: امروز اگر کسی بخواهد فقه بداند و مجتهد شود، باید تاریخ فقه را بداند؛ متاسفانه تاریخ فقه در حوزه‌ها مطرح نیست. اگر کسی بخواهد زبان قرآن و روایت را بفهمد باید با ادبیات زمان پیغمبر هم آشنا شود و اشعار زمان جاهلیت را بداند، اما این موارد در حوزه مطرح نیستند نمی‌توان قرآن را به درستی فهمید بدون اینکه با ادبیات زمان پیغمبر آشنا نباشیم، پس باید روش‌های علمی در حوزه عوض شود.
فاضل میبدی با اشاره به بحث مدیریت حوزه اظهار کرد: مدیریت یک بحث جدیدی است که علمی و تجربی است از طرف دیگر حوزه نیز سابقه مدیریت چندانی ندارد، در گذشته مراجع به عنوان مدیر حوزه امر و نهی می‌کردند و چیزی به نام مدیریت در حوزه‌ها وجود نداشته است اما امروز آمدن ساختمان‌هایی به آن اختصاص دادند یا یک چارتی هم در نظر گرفتند.
اما یک مدیریتی که برای پایه مدیریت علمی و تجربی باشد که بخواهد یک نهاد علمی را مدیریت کند در حوزه ما وجود ندارد، مدیریت مساله‌ای نیست که بگوییم در اسلام وجود دارد و پدیده بشری و عقلانی است.
اصلاحات ابتدا باید در روش‌های علمی و اجتهادی حوزه صورت بگیرد
او ادامه داد: اگر بخواهد در حوزه هم مدیریت اتفاق بیفتد باید براساس آنچه در دنیا رواج دارد شکل بگیرد و به شیوه علمی و تجربی صورت بگیرد. این نوع مدیریتی که در حوزه وجود دارد چندان به سود حوزه‌ها نیست و این شیوه نمی‌تواند حوزه‌ها را به سمت و سویی ببرد که اصلاحات صورت بگیرد. اگر بخواهیم اصلاحات در حوزه‌ها شکل بگیرد ابتدا باید در روش‌های علمی و اجتهادی صورت بگیرد بعدا هم یک شکل مدیریتی و اصلاحی در حوزه پیاده شود.
فاضل میبدی گفت: نباید تحقیقات دیگر نهادهای علمی را پس بزنیم. چون امروز تحقیقات در همه زمینه‌ها صورت می‌گیرد. اگر با این پیش فرض با دنیای دین برخورد کنیم نقطه قوت برای ما محسوب می‌شود اما اگر جزمیت داشته باشیم این نقطه ضعف حوزه می‌شود.
باید مرجعیت حوزه شورایی شود
او بیان کرد: بر این باورم که باید آینده مرجعیت از شکل فردی خارج شود، یعنی مرجعیت باید شورایی شود. اگر معتقد باشیم مرجعیت در آینده مثل سابق یک نفر باشد، پاسخگوی مشکلات نخواهد بود و از سوی دیگر نه به قلب و افکار مردم نفوذ خواهد کرد؛ بنابراین باید هر کسی در رشته خاص خودش مسایل را پیش ببرد و براساس شورای فکری، علمی و اجتهادی فتاوایی هم صادر شود.
او درباره گسترش علوم و مسایل جدید و عملکرد حوزه، بیان کرد: یک نفر نمی‌تواند در زمینه‌های مختلف مثل پول و بانک، محیط زیست، علوم مهندسی، ژنتیک و… مجتهد شود. آنچه که مرجعیت را به‌روز می‌کند واکنش‌های آنها در مورد مسایل روز است. ما هم هر روز با حوادث مختلفی در دنیای امروز مواجه هستیم. کدام یک از مراجع امروز ما در مورد محیط زیست به شکل تخصصی پرداخته‌اند و فتوا دادند؟ یکی مسایل مهم و حیاتی امروز محیط زیست و آب‌هاست.
دینی بودن جامعه فقط به روسری زنان نیست
فاضل میبدی در پایان گفت: اگر جامعه بخواهد دینی اداره شود، دینی بودن جامعه فقط روسری دختر و زن نیست؛ بنابراین حوزه و مرجعیت باید در مورد آب‌ها و تخریب محیط زیست نحوه حلال و حرام بودن آن واکنش داشته باشد. اگر بخواهیم این مسایل را به شکل فقهی در بیاوریم حوزه باید بتواند در این مورد نظر بدهد، ما چطور در مورد مجوز دادن یا ندادن به کنسرت‌ها و موسیقی یا در مورد برجام دخالت می‌کنیم اما چرا در مورد مدیریت آب‌ها و تخریب محیط زیست وارد نمی‌شویم؟

نوشته فاضل میبدی: مرجعیت در حوزه‌های علمیه باید شورایی شود/ دینی بودن جامعه فقط روسری دختر و زن نیست/ چرا در مورد مدیریت آب‌ها و تخریب محیط زیست وارد نمی‌شویم؟ اولین بار در پایگاه خبری / تحلیلی نگام. پدیدار شد.

Powered by WPeMatico

اعدام مهدی هاشمی؛ مقدمه حذف آیت‌الله منتظری در فروردین ۶۸

نگام ، سیاسی _ انتشار فایل صوتی اعتراض آیت الله منتظری به اعدام های سال ۶۷، پخش مستند قائم مقام و همچنین گفته های احمد منتظری درباره نقش ویژه احمد خمینی درحذف پدرش، در دو سال گذشته بار دیگر موضوع حذف قائم مقام رهبر جمهوری اسلامی را مطرح کرده است.

 

به گزارش بی بی سی فارسی ، در اتفاقات مربوط به حذف آیت الله منتظری به موضوع اعتراض او به اعدام های زندانیان سیاسی درسال ۶۷ توجه بیشتری شده است. پروژه حذف آیت الله منتظری اما دو سال پیش از این اعتراض و با پرونده مهدی هاشمی، برادر داماد آیت الله منتظری، کلید خورده بود.

فردی که به دلیل جایگاه پدرش که یکی از چهره های برجسته حوزه علمیه اصفهان بود، با محمد منتظری، فرزند آیت الله منتظری رابطه نزدیکی داشت و پس از ازدواج برادرش هادی با دختر آیت‌الله منتظری،ارتباطش با آیت الله منتظری نیز نزدیک تر شد.

مهدی هاشمی به سخنرانی ها و فعالیت هایش علیه حکومت شاه در قهدریجان زادگاهش و همچنین اصفهان مشهور بود و پیش از انقلاب ۵۷ به اتهام دست داشتن در قتل آیت الله شمس آبادی، روحانی محافظه کار منتقد آیت الله خمینی، به اعدام محکوم شده بود. دیوان عالی کشور اما این حکم را به دلیل نقض تحقیقات به دادگاه اولیه فرستاد و زمانی که پرونده در جریان بود انقلاب ۵۷ رخ داد و مهدی هاشمی از زندان آزاد شد.

مهدی هاشمی پس از انقلاب با حکم علی خامنه ای به عنوان عضو شورای فرماندهی سپاه پاسداران منصوب شد. او پس از ترور محمد منتظری، مسئول واحد نهضت های آزادی بخش سپاه پاسداران شد اما با محسن رضایی، فرمانده کل سپاه اختلاف هایی داشت و این واحد در اساسنامه سپاه که سال ۶۱ در مجلس تصویب شده بود، حذف شد.

پس از این اتفاقات “موسسه نهضت های آزادی بخش” زیر نظر آیت الله منتظری در قم تشکیل و مهدی هاشمی رئیس آن شد.

او در آن سال ها یکی از چهره های شناخته شده در فضای سیاسی و در بین فرماندهان سپاه پاسداران بود. آن گونه که در کتاب “واقعیت ها و قضاوت ها” که در دفتر آیت الله منتظری نوشته شده آمده، بعد از اعدام مهدی هاشمی تعدادی از فرماندهان ارشد سپاه پاسداران از جمله حسین خرازی، فرمانده لشگر۱۴ امام حسین اصفهان”مسئله دار” شدند.

با وجود این سوابق اما مهدی هاشمی درسال ۶۵ توسط وزارت اطلاعات دستگیر شد. محمد محمدی ری شهری، وزیر اطلاعات، دلیل دستگیری مهدی هاشمی را کشف یک “خانه تیمی” وابسته به تشکیلات نهضت های آزادی بخش اعلام کرده است.

نزدیکان آیت الله منتظری اما اعلام کرده اند که این خانه توسط علی فلاحیان، قائم مقام وقت وزیر اطلاعات به این تشکیلات تحویل شده بود و نهضت های آزادی بخش مانند سپاه قدس کنونی یک تشکیلات کاملا رسمی بود نه تشکیلات مخفی.

با این حال آیت الله خمینی وزارت اطلاعات را مسئول رسیدگی به پرونده کرد. اقدامی که از دیدگاه آیت الله منتظری فراقانونی و برخلاف رویه های قضایی بود.

احمد منتظری اخیرا در مصاحبه ای گفته که آیت الله خمینی و نزدیکانش عملا دراین پرونده به گونه ای اعمال نفوذ کردند که مقدمات اعدام مهدی هاشمی فراهم شد.

به گفته فرزند آیت الله منتظری، محمدرضا صالحی منش که بعدها استاندار قم در دولت حسن روحانی شد به او گفته است: “بعد از بازداشت مهدی هاشمی ما در جماران در جلسه‌ای بودیم که احمد خمینی آمد و گفت اگر ما بخواهیم که این سید را اعدام کنیم چه کسی حاضر است حکمش را بدهد؟ آقای رازینی گفت من. فردای آن روز رادیو اعلام کرد که طی حکمی از سوی امام خمینی آقای رازینی به عنوان حاکم شرع دادگاه ویژه روحانیت منصوب شد”.

یکی از اتهامات مهدی هاشمی که در اعترافات تلویزیونی او هم برجسته شد، صدور دستور قتل برخی از افراد از جمله آیت الله ابوالحسن شمس آبادی، امیرعباس بحرینیان، شیخ صفر علی قنبرزاده و عباسقلی حشمت بود.

براساس گفته های آیت الله منتظری، حمله به آیت الله شمس آبادی با استناد به سخنان آیت الله خمینی علیه روحانیون مخالف انقلاب و برای ترساندن وی انجام شده است.

همچنین به گفته نزدیکان مهدی هاشمی، مهاجمان تنها قصد ترساندن آیت الله شمس آبادی را داشته اند اما او به دلیل سن بالا و بیماری فوت کرده است.

مهدی هاشمی پیش از انقلاب ۵۷ به اتهام دست داشتن در قتل آیت الله شمس آبادی، روحانی محافظه کار منتقد آیت الله خمینی، به اعدام محکوم شده بود. دیوان عالی کشور اما این حکم را به دلیل نقض تحقیقات به دادگاه اولیه فرستاد و زمانی که پرونده در جریان بود انقلاب ۵۷ رخ داد و مهدی هاشمی از زندان آزاد شد

آیت‌الله خمینی در سخنانی خواسته بود عمامه روحانیون مخالف انقلاب را “بردارند” و گفته بود: “من نمی‌گویم بکشند، این‌ها قابل کشتن نیستند….لازم نیست آن‌ها را خیلی کتک بزنند، ‌لکن عمامه‌هایشان را بردارند”.

قنبرعلی صفرزاده، نیز یکی از روحانیون مخالف انقلاب در قهدریجان بود که توسط حامیان آیت الله خمینی کشته شد. قتل عباس قلی حشمت یکی از ملاکان بزرگ قهدریجان نیزدر سال های ابتدایی انقلاب رخ داد.

نزدیکان مهدی هاشمی صدور دستور این قتل ها از سوی مهدی هاشمی را تکذیب کرده و می گویند این قتل ها توسط نیروهای مشهور به انقلابی و اعضای سپاه فلاورجان و لنجان انجام شده و مهدی هاشمی تنها از آن ها مطلع بوده است.

از دیدگاه آنان این قتل ها از زمره اقدامات نیروهای مشهور به انقلابی بوده که در مبارزه علیه شاه و حامیان حکومت سابق معمول بوده است. این اقدامات درسال های پس از انقلاب در بین مقامات حکومت جمهوری اسلامی نه نقطه ضعف بلکه افتخاری برای مهدی هاشمی تلقی می شد.

براساس گفته های آیت الله منتظری و احمد منتظری، مهدی هاشمی پس از انقلاب درخواست رسیدگی به این پرونده ها را کرده بود اما مقامات قوه قضائیه به این پرونده ها رسیدگی نکردند.

در کتاب “قضاوت ها و واقعیت ها” همچنین اتهام صدور دستور ترور امیرعباس بحرینیان، رئیس کمیته های انقلاب اصفهان، توسط مهدی هاشمی رد شده است.

بر اساس مطالب این کتاب، و همچنین گفته های کاظم موسوی بجنوردی، استاندار وقت اصفهان، این ترور با حکم رسمی فتح الله امید نجف آبادی، حاکم شرع و توسط واحد اطلاعات سپاه پاسداران اصفهان انجام شده است. درآن زمان محمد عطریان‌فر، عضو فعلی حزب کارگزاران سازندگی فرمانده این واحد بوده و احمد سالک، نماینده فعلی مجلس، فرمانده سپاه اصفهان بوده است.

ترور امیرعباس بحرینیان درپی درگیری های سپاه و کمیته دراستان اصفهان رخ داد که در ادامه این درگیری ها تنها در قهدریجان تا سال ۶۲ حداقل ۱۲ نفر کشته شده اند.

قاضی دادگاه مهدی هاشمی با استناد به این قتل ها نمی توانست حکم اعدام برای او صادر کند، چرا که براساس کیفرخواست نیز او آمر قتل بود و نه عامل آن. در نهایت علی رازینی، رئیس دادگاه حکم اعدام را به اتهام “محارب و مفسد” صادر کرد.

پرونده مهدی هاشمی از جهات مختلفی نشان دهنده وضعیت قوه قضائیه و وزارت اطلاعات ایران در دهه ۶۰ است. دراین پرونده با وجود اینکه متهمان نزدیک به قائم مقام وقت رهبری بودند، مقامات وزارت اطلاعات چند بار به شکنجه زندانیان از طریق شلاق اعتراف کرده و البته نام آن را “تعزیر” گذاشته اند.

محمد محمدی ری شهری دراین کتاب اذعان کرده که مهدی هاشمی، فتح الله امید نجف آبادی و غلام رضا مرادی با شلاق”تعزیر” شده اند. بازجوی این پرونده در این کتاب اعلام کرده که به کف پای امید نجف آبادی “در چند نوبت مجموعا ۴۰ ضربه شلاق”زده شده است.

آیت‌الله فتح الله امید نجف‌آبادی، حاکم شرع اصفهان در سال ابتدایی انقلاب که دراین پرونده بازداشت شده بود، نیز بنابر اظهاراتش در ملاقات‌ها و نامه‌هایش،” در اثر شلاق و شکنجه در زندان حتی بینایی یک چشم و شنوایی یک گوشش را از دست داده بود”.

در پرونده مهدی هاشمی حتی ظاهر قوانین قضایی در ایران نیز رعایت نشد و علی فلاحیان به عنوان قائم‌مقام وزیر اطلاعات که عملا ضابط این پرونده محسوب می‌شد، به‌عنوان دادستان دادگاه ویژه روحانیت کیفرخواست را ارائه کرد و مهدی هاشمی نه حق انتخاب وکیل داشت و نه حتی تجدید نظر.

علی رازینی همچنین در با نشریه “رمز عبور” اذعان کرده که مهدی هاشمی در دادگاه اعترافات خود را پس گرفته اما او دادگاه را تعطیل کرده و مهدی هاشمی را از بازداشتگاه به محل ساختمان اداری زندان منتقل کرده تا اینکه در نهایت بار دیگر اعترافات قبلی را پذیرفته است.

او و محمدی ری شهری همچنین اذعان کرده اند که پس از اخباری مبنی بر درخواست آیت الله منتظری از آیت الله خمینی برای اعدام نشدن مهدی هاشمی، او را شبانه اعدام کرده اند.

برخی از چهره های سیاسی هدف از پرونده مهدی هاشمی را حذف آیت الله منتظری از رهبری آینده می دانند. مهدی هاشمی در کنار علی خامنه ای

 

دلیل حذف مهدی هاشمی، نهضت های آزادی بخش یا رهبری آینده

درحالی که برخی از چهره های سیاسی هدف از پرونده مهدی هاشمی را حذف آیت الله منتظری از رهبری آینده می دانند، برخی از تحلیل گران و نشریات عربی معامله پنهانی نزدیکان آیت الله خمینی با آمریکا ،سفر مک فارلین به ایران و همچنین توافق برای حذف نهضت های آزادی بخش را عامل اصلی اعدام مهدی هاشمی دانسته اند.

حسن صبرا، سردبیر هفته‌نامه الشراع لبنان، در مصاحبه با بی بی سی فارسی می گوید که جزئیات ماجرای معامله ایران و آمریکا و سفر مک‌فارلین به تهران را از طریق افراد نزدیک به مهدی هاشمی به دست آورده بود.

ابوالحسن بنی صدر، نخستین رئیس جمهورایران، نیز در مصاحبه هایی اعلام کرده که یکی از افرادی که این موضوع را به او خبر داده، فردی دردفتر آیت الله منتظری بوده است.

آیت الله منتظری نیز درخاطرات خود گفته که فتح الله امید نجف آبادی “قربانی” افشای ماجرای سفر مک فارلین به ایران شد. منوچهر قربانی‌فر، واسطه مذاکره پنهانی ایران و آمریکا، پس از پرداخت نشدن بخشی از پول فروش اسلحه به ایران، امید نجف آبادی را درجریان این معامله قرار داد.

احمد منتظری اخیرا احمد خمینی را متهم کرده که برای حذف آیت‌الله منتظری برنامه‌ریزی کرده بود تا رهبر جمهوری اسلامی شود اما فوت آیت‌الله خمینی “زودتر از زمانی که او تصور می‌کرد رخ داد و برنامه‌شان پیش نرفت”.

 

دست اندرکاران پرونده مهدی هاشمی

اکثر افرادی که در پرونده مهدی هاشمی نقش اصلی داشتند، پس از انتخاب آیت الله خامنه ای به رهبری عملا از سیاست ایران حذف و برخلاف تصورشان بازنده این پرونده شدند.

احمد منتظری اخیرا احمد خمینی را متهم کرده که برای حذف آیت‌الله منتظری برنامه‌ریزی کرده بود تا رهبر جمهوری اسلامی شود اما فوت آیت‌الله خمینی “زودتر از زمانی که او تصور می‌کرد رخ داد و برنامه‌شان پیش نرفت”.

این سخنان واکنش محمد علی انصاری، قائم مقام موسسه تنظیم و نشر آثار آیت الله خمینی، را به دنبال داشت که احمد خمینی “نمی خواست رهبر شود” و”حاضر نبود شبهه وراثت به این جایگاه وارد شود”.

یکی از استنادات احمد منتظری، نامه احمد خمینی به آیت الله منتظری در سال ۵۹ است که موسسه تنظیم و نشر آثار آیت الله خمینی آن را تکذیب نکرده است.

در این نامه احمد خمینی از تشکیل دفتر، فعالیت های سیاسی آیت الله منتظری و پخش دیدارهای او از رادیو و تلویزیون انتقاد می کند و می نویسد که”به زور نمی‌شود رهبر شد و به زور نمی‌شود مرجع شد”.

این نامه در زمانی نوشته شده که هنوز مجلس خبرگان مصوبه انتخاب آیت الله منتظری به عنوان قائم مقام رهبری را تصویب نکرده بود.

دیگر فرد موثر در پرونده مهدی هاشمی، اکبر هاشمی رفسنجانی بود که در این پرونده هم گویا تلاش کرده بود نقش میانه داشته باشد. او از یک‌سو پیشنهاد کرده که مهدی هاشمی برای رفع “حساسیت‌ها” از ایران خارج شود و مانع انتشار یکی از نامه های تند آیت الله خمینی علیه آیت الله منتظری شده اما از سوی دیگر یکی از موتلفان دائمی احمد خمینی بوده است.

محمد محمدی ری شهری یکی از چهره های اصلی در پرونده مهدی هاشمی در دولت هاشمی رفسنجانی جای خود را به علی فلاحیان، دادستان این پرونده داد و در انتخابات ریاست جمهوری ۷۶ نیز ناکام ماند.

غلام حسین محسنی اژه ای، نماینده دادستان دراین پرونده که از مهدی هاشمی بازجویی نیز می کرده، تنها چهره ای است که پس از این پرونده در مناصب قدرت رشد کرد.

جواد علی‌اکبریان، بازجوی اصلی مهدی هاشمی، در اعدام زندانیان سیاسی در سال ۶۷ نیز نقش داشت. او از مدیران دفتر رهبر جمهوری اسلامی و قائم مقام آستان شاه عبدالعظیم است، اما در رسانه‌ها ظاهر نمی‌شود.

مهدی هاشمی در نهایت درششم مهر ماه ۶۶ اعدام شد. پس از اعدام او روابط آیت الله منتظری و آیت الله خمینی قطع شد تا اینکه در فروردین ۶۷ با دیدار هادی هاشمی، رئیس دفتر آیت الله منتظری با آیت الله خمینی و به نوعی دلجویی از او، این روابط بار دیگر برقرار شد.

اعتراض به اعدام زندانیان سیاسی و سخنان انتقادی آیت الله منتظری از برخی از رویه ها در سالگرد ۱۰ سالگی انقلاب ۵۷ اما بار دیگر درگیری دو آیت الله را به اوج رساند تا اینکه آیت الله خمینی حکم به برکناری قائم مقام رهبری داد.اقدامی که عملا غیرقانونی بود و پس از فوت آیت الله خمینی مجلس خبرگان رهبری درباره آن رای گیری کرد.

پس از گذشت ۳۰ سال هنوز تاثیرات پرونده مهدی هاشمی و حذف آیت الله منتظری بر سیاست ایران ادامه دارد و به مرور برخی از ابعاد این اتفاق افشا می شود.

مهدی هاشمی در نهایت درششم مهر ماه ۶۶ اعدام شد. پس از اعدام او روابط آیت الله منتظری و آیت الله خمینی قطع شد تا اینکه در فروردین ۶۷ با دیدار هادی هاشمی، رئیس دفتر آیت الله منتظری با آیت الله خمینی و به نوعی دلجویی از او، این روابط بار دیگر برقرار شد. مهدی هاشمی در دادگاه انقلاب

نوشته اعدام مهدی هاشمی؛ مقدمه حذف آیت‌الله منتظری در فروردین ۶۸ اولین بار در پایگاه خبری / تحلیلی نگام. پدیدار شد.

Powered by WPeMatico

استاندار تهران: درباره استعفای نجفی، با او صحبتی نداشته‌ام / معتقدم اگر فشاری هم وجود دارد، او باید حرف مخالفان را بشنود و مقاومت کند

نگام ، سیاسی _ استاندار تهران با اشاره به استعفای محمد علی نجفی شهردار تهران اظهارکرد: کارهایی از جمله استانداری و شهرداری که با همه مردم ارتباط دارد همواره موافقان و مخالفانی دارد و طبیعی است که فشارهایی بر آن وجود داشته باشد اما پذیرفتن این مسولیت‌های نیازمند وجود روحیه مقاومت است.

به گزارش ایسنا ، مقیمی درباره استعفای شهردار تهران و طرح دلایلی از جمله فشارهایی که وجود داشت، اظهار کرد: هنوز در این باره با آقای نجفی صحبتی نداشته‌ام اما معتقدم اگر فشاری هم وجود داشته باشد شخص مسئول باید در برابر آنها مقاومت کند چرا که این فشارها همواره وجود داشته و بالاخره عده‌ای پیدا می‌شوند که بنا بر دلایلی از جمله اجرایی و سیاسی و… با اقداماتی که در مجموعه شهرداری اجرا می‌شود موافق نباشند در این زمینه باید هم حرف مخالفان را شنید و مقاومت کرد.

وی در پاسخ به پرسشی که آیا موافق استعفای شهردار تهران هستند، گفت: من به ثبات مدیریت اعتقاد دارم و باید به مدیران به ویژه مدیران شهر مانند تهران اجازه دهیم با مشکلات مواجه و آنها را برطرف کنند.

مقیمی گفت: زمانی که آقای نجفی شهرداری تهران را تحویل گرفتند، شهرداری بدهی‌هایی بسیاری به پیمانکاران و بانک‌ها داشت و هر روز شاهد بودیم که گروه‌های مختلف طلبکار جلوی شهردرای تجمع و به این مجموعه فشار وارد می‌کردند. در مجموع فشارهای زیادی از نواحی مختلفی از جمله مجموعه طلبکاران از شهرداری وجود دارد که مدیریت شهری آنها را باید تحمل و رفع کند.

نوشته استاندار تهران: درباره استعفای نجفی، با او صحبتی نداشته‌ام / معتقدم اگر فشاری هم وجود دارد، او باید حرف مخالفان را بشنود و مقاومت کند اولین بار در پایگاه خبری / تحلیلی نگام. پدیدار شد.

Powered by WPeMatico

محسن هاشمی: آقای کروبی معلم دینی ما در دبیرستان بود/ آیت‌الله هاشمی از شنیدن خبر ردصلاحیت‌شان خوشحال شدند/ ماجرای عصبانیت و خوشحالی آیت الله هاشمی در ایام ریاست جمهوری

نگام ، سیاسی _ محسن هاشمی می گوید: آیت‌الله هاشمی دو مرتبه در دوره ریاست جمهوریشان عصبانی شدند، که یکی بدلیل مشکلی بود که در تامین دارو برای مردم بوجود آمده بود، خوشحال‌ترین زمان ایشان در دوره ریاست جمهوری نیز زمان آزادی اسرا بود که بدلیل تجربه زندانی که در نظام قبل داشتند و هم مسئولیتی که در فرماندهی جنگ داشتند بی نهایت از آزادی اسرایمان خوشحال بودند.

به گزارش ایسنا ، رئیس شورای شهر تهران برایمان از خاطرات شخصی و توصیه‌های مرحوم پدر گفت. سرآخر هم از حال و احوال این روز‌های خانواده هاشمی از وی جویا شدیم.

پسر هاشمی رفسنجانی بودن به اندازه کافی برای اشتهار یک نفر کافی است؛ «محسن» پسر بزرگ آیت‌الله سال گذشته توانست با بیش از یک میلیون و هفتصد هزار رأی از شهروندان تهرانی راهی شورای شهر شود. مهندس هاشمی سال گذشته هم از مهم‌ترین گزینه‌های شهرداری پایتخت به حساب می‌آمد؛ در نهایت اما در همان ساختمان شورا باقی ماند تا محمدعلی نجفی پیرمرد اصلاح‌طلب سکان‌دار این مسؤلیت شود. با این همه استعفای دقیقه نود شهردار تهران دوباره نام محسن هاشمی رفسنجانی را برای شهرداری پایتخت بر سر زبان‌ها انداخت. به دفتر رئیس شورای شهر تهران رفتیم و گفتگویی صمیمانه با وی ترتیب دادیم. دفتری در مرکز پر هیاهوی پایتخت، «خیابان بهشت» که البته حتی همجواری آن با «پارک شهر» نیز نتوانسته حق بهشت بودن را برای این خیابان شلوغ ادا کند.

آنچه در اتاق وی بیش از هرچیز خودنمایی می کرد حجم بالای کتاب و اوراق بود که حکایت از مشغله زیاد رئیس شورای شهر تهران داشت. با لحنی مهربان و لبخند خوشامدگویی کرد در حالی‌که مطلبی را از مانتیور دنبال می‌کرد و چشم از آن بر نمی داشت. در بالای سرش عکسی از  رهبری و بنیانگذار انقلاب به چشم می خورد و تصاویری از پدر که روی میز و در گوشه دفتر وی خودنمایی می کرد. محسن هاشمی بهرمانی معروف به محسن هاشمی رفسنجانی اولین فرزند آیت الله اکبر هاشمی رفسنجانی و عفت مرعشی در دوم آبان ماه سال ۱۳۴۰ در قم بدنیا آمده است. مهندس هاشمی دارای مدرک کارشناسی ارشد مهندسی مکانیک از پلی تکنیک مونترال کانادا است.

گفتگوی ما با مهندس هاشمی از خاطرات دوران انقلاب تا مسائل مرتبط با شورای شهر انجام شد؛ چکیده‌ای از آن را در ادامه می‌خوانید:

از دوران کودکی و نوجوانی خود بگویید اگر اشتباه نکنم دوران نوجوانی حضرتعالی همزمان با ایام پیروزی انقلاب باشد

هاشمی:من در زمان پیروزی انقلاب ۱۷ سال داشتم و با توجه به آنکه آیت الله هاشمی رفسنجانی در آذرماه سال ۱۳۵۷ پس از تحمل دوران سه ساله محکومیت خود از زندان اوین آزاد شدند، در منزل و خانواده ما تحرک زیادی جهت کمک به انقلابیون وسازماندهی نیرو‌های فعال توسط آیت الله هاشمی رفسنجانی وجود داشت، جلسات زیادی در منزل ما تشکیل می‌شد و به خاطر دارم روز ۱۶ بهمن که قرار بود حکم نخست وزیری مهندس بازرگان توسط امام خمینی ابلاغ شود با توجه به اینکه تلویزیون

پخش محلی و محدود حکم نخست وزیری بازرگان که از طرف تلویزیون شاهنشاهی ممنوع بوداولین ماموریت انقلابی ام بود

شاهنشاهی این مراسم را پخش نمی‌کرد، گروهی از نیرو‌های انقلابی، تصمیم گرفتند این مراسم را ضبط و از فرستنده محلی در شعاع محدود به محل برگزاری آن که در مدرسه رفاه وخیابان ایران برگزار می‌شد، پخش کنند. آیت الله هاشمی رفسنجانی بررسی وضعیت ارسال تصویر و پخش اعلامیه تاسوعا و عاشورا را بعنوان نخستین ماموریت به من دادند که با شور وشوق زیادی تلاش داشتم که آن را به بهترین وجه و با کمک نوه آیت الله طالقانی که فرزند خانم اعظم طالقانی بودند و پسرعمویم علی هاشمی انجام بدهم.

آیا شخصا مبارزات یا فعالیت‌های سیاسی داشته اید؟
هاشمی:با توجه به سن وسالی که در آن قرار داشتم مخصوصا شرایطی که پدرم آیت الله هاشمی رفسنجانی از خردسالی بطور مداوم تحت تعقیب، شکنجه و زندانی

مهدی کروبی معلم دینی ما در دبیرستان بود/پدر از زندان همیشه توصیه به همکاری با گروههای اسلامی داشت

ساواک بود، طبیعتا شور و علاقه زیادی برای انجام مبارزات و فعالیت‌های انقلابی داشتم. در آن شرایط گروه‌های مبارز چپ و التقاطی، برای نسل جوان جذابیت بیشتری داشتند، اما آیت الله هاشمی رفسنجانی همواره از زندان توصیه داشتند که با گروه‌های اسلامی فعالیت کنم، در این دوران آقای مهدی کروبی که از چهره‌های مبارز محسوب می‌شدند، معلم دینی دبیرستان ما بودند و حجت الاسلام دین پرور از اولین فعالان فرهنگی اجتماعی انقلابی که مدیر کتابخانه بازار تجریش بودند.

از ماجرای اسلحه‌هایی که از پادگان‌های تسخیر شده در ابتدای پیروزی انقلاب به دست آوردید برایمان بگویید
هاشمی:با فروپاشی رژیم در روز‌های آخر، عملا بسیاری از پادگان‌ها وکلانتری‌ها در تصرف مردم ونیرو‌های انقلاب درآمد که من هم مانند بسیاری از مردم به دو پادگان ارتش وارد شدیم و سه قبضه اسلحه را با خود بردم که در گشت خیابانی، دو قبضه آن را گرفتند و یک قبضه را که به منزل برده بودیم، آیت الله هاشمی رفسنجانی دستور دادند که به کمیته تحویل بدهیم.

چه شد از پلیتکنیک مونترال کانادا سر درآوردید؟
هاشمی:پس از انقلاب از طریق کنکور سراسری برای تحصیل در شیراز پذیرفته شدم، این زمان مقارن با اوج ترور‌های مسئولین انقلاب توسط گروهک‌ها بود بخصوص

به دلیل ترورهای مکرر ابتدای انقلاب علی رغم میل باطنی باید با محافظ به دانشگاه می رفتم

آنکه آیت الله هاشمی رفسنجانی که در چهارم خرداد ۱۳۵۸ ترور شدند، بعد از شهید مطهری و سپهبد قرنی از نخستین مسئولانی بودند که مورد ترور واقع می‌شدند. باتوجه به این اوضاع باید برای حضور در دانشگاه به همراه محافظ وپاسدار می‌رفتم که این شرایط برای من قابل پذیرش نبود، به همین علت برای تحصیل در مقطع کارشناسی به بلژیک که خاله ام در آنجا از قبل از انقلاب ساکن بود رفتم و پس از پایان تحصیلات دوره لیسانس، از طریق اساتید دانشگاهم از پلی تکنیک مونترال برای تحصیل در دوره کارشناسی ارشد پذیرش گرفتم و به آنجا رفتم، البته در طول دوره تحصیل در خارج از کشور هربار که می‌توانستم به ایران سفر کنم، به همراه آیت الله هاشمی رفسنجانی که برای فرماندهی جنگ به جبهه می‌رفتند، در کنار رزمندگان حضور پیدا می‌کردم.

از پلی تکنیک مونترال فارغ التحصیل شدید یا درس را رها کردید؟
هاشمی:پس از پایان دوره کارشناسی ارشد در پلی تکنیک مونترال، در دوره دکترا پذیرفته شدم و بدلیل آنکه رشته تحصیلی من، کامپوزیت‌ها بود ودر صنایع دفاعی وموشکی کاربرد زیادی داشت، با توصیه ایت الله هاشمی رفسنجانی تحصیل در مقطع دکترا را رها کردم وبرای کمک به جبهه وصنایع موشکی به ایران بازگشتم.

از موشک‌های شهاب و سجیل بگویید ظاهرا ساخت این موشک‌ها در زمان شما در صنایع موشکی شروع شده است؟
هاشمی: من در بازگشت به ایران کتاب‌ها و وسایل فنی خود را به همراه آوردم از جمله کامپیوتری که در دانشگاه داشتم و در آن شرایط زیاد در ایران وجود نداشت،

اقتدار امروز موشکی کشور، نتیجه سی سال زحمات شبانه روزی نیرو‌های مخلص در این حوزه بوده است/متاسفانه امروزشهدای موشکی جایگاه مناسبی ندارند

بلافاصله در صنایع موشکی مشغول بکار شدم و دوره‌های آموزش استفاده از کامپیوتر و نرم افزار کد را برای نیرو‌های فعال در صنایع موشکی برگزار کردم و ساخت موشک‌های با سوخت جامد را پیگیری کردیم که خوشبختانه پروژه‌های شهاب وسجیل به نتیجه رسید. اقتدار امروز موشکی کشور، نتیجه سی سال زحمات شبانه روزی نیرو‌های مخلص در این حوزه بوده است که بسیاری از آنان نیز به فیض شهادت نائل شدند که جا دارد بسیار بیشتر از وضعیت ملی به این عزیزان وبخش صنایع دفاعی وموشکی بها داده شود، حتی در موزه دفاع مقدس نیز متاسفانه جایی برای این بخش حیاتی از دفاع مقدس و قدرت بازندارگی ودفاعی کشور در نظر گرفته نشده است که امیدوارم جبران گردد.

از دفتر بازرسی ویژه رئیس جمهور چه خبر؟ ظاهرا پایه گذارش شما بود کار این دفتر دقیقا چه بود؟
هاشمی:با شروع فعالیت دولت سازندگی، آیت الله هاشمی رفسنجانی حساسیت زیادی نسبت به تسریع در انجام امور مردم و تقویت وحمایت از تولید و اشتغال،

هدف دفتر بازرسی ویژه رییس جمهور در دولت سازندگی، مچ گیری یا پرونده سازی نبود/بلکه دور زدن بوروکراسی اداری بود

حل معضلات بروکراسی و تکمیل پروژه‌های نیمه تمام داشت، با این هدف دفتر بازرسی ویژه رییس جمهور تاسیس شد تا در مواردی که ایشان دستور می‌دادند، موضوع به صورت ویژه پیگیری و جلسات هماهنگی وبررسی تشکیل می‌گردد تا معضلات وموانع شناسایی ورفع شود، بنابراین هدف دفتر بازرسی ویژه رییس جمهور در دولت سازندگی، مچ گیری یا پرونده سازی نبود بلکه حل مسایل مردم وتولیدکنندگان بود، بطور نمونه در فرودگاه‌ها یا صدور گذرنامه و یا توزیع اجناس در زمان جنگ کمبود‌ها و مشکلات وموانعی وجود داشت که موجب شده بود بورکراسی و فرایند طولانی وپیچیده‌ای ایجاد شود که با دستور ایشان وپیگیری دفتر بازرسی ویژه اکثر این مسایل حل شد و در انجام امور مردم وخدمت به آنان تسهیل گردید.

در برنامه دست خط گفته بودید نسبت به سایر فرزندان حاج آقا عاقل‌تر هستید حتی این نظر را منتسب به مادر کرده بودید و براساس گفته خودتان مادر هم گاردی نداشت فکر می‌کنید دلیل این عقلانیت چیست؟
هاشمی:من آن موضوع را بصورت مزاح بیان کردم، واقعیت آن است که با توجه به کهولت سن مادر، مصاحبه‌های ایشان به این صورت انجام می‌شود که بنده نظارت

شاید به دلیل زندگی در غربت نسبت به خواهران و برادرانم محتاط ترعمل می کنم

ایشان را در پاسخ به سوالات می‌گیرم و سپس تنظیم می‌شود، در این مورد نیز همینگونه عمل شد و پاسخ مطابق نظر ایشان بود، شاید یکی از دلایل آن زندگی در دوره جوانی در غربت بوده است که موجب شده، احتیاط و آینده نگری بیشتری در من شکل بگیرد.

در جایی گفته بودید برای خواهران و برادران خود نمی‌توانید بزرگتری کنید آیا اختلاف نظری با یکدیگر دارید؟ رابطه عاطفی تان با کدام یک از افراد خانواده بهتر است؟
هاشمی:دلیل آن را نیز گفته بودم من از یکی خواهرانم یکسال کوچکتر و از دیگری یکسال بزرگتر هستم وبه همین علت بزرگتر آن‌ها به معنای متعارف محسوب نمی‌شوم، البته در خانواده ما، مانند سایر خانواده‌ها تفاوت فکری وتفاوت در سلیقه و روحیه وجود دارد، اما این تفاوت‌ها منجر به اختلاف نشده است بلکه سعی می‌کنیم با یکدیگر گفتگو کنیم تا بتوانیم همدیگر را اقناع کنیم، رابطه عاطفی من با همه اعضای خانواده بسیار خوب وصمیمی است.

ماجرای رای نوه مرحوم هاشمی به جاسبی در سال۷۲

از رابطه نوه‌ها با حاج اقا بگویید سال ۷۲ و در جریان رقابت‌های انتخاباتی ایشان با اقای جاسبی، حاج آقا گفتند ظاهرا یکی از نوه‌های کوچک در قبال تشری که حاج آقا به وی زده می‌گوید به جاسبی رای می‌دهم این خاطره مربوط به کدام یک از نوه هاست و داستان آن از چه قرار است؟
هاشمی:این خاطره مربوط به علی لاهوتی، پسر خواهرم فاطمه است که در روز انتخابات که جمعه بود اصرار داشت تا به بالکن خانه برود و، چون حاج آقا نگران بود که برای وی اتفاقی بیفتند او را منع کرد، علی هم که خردسال بود آن جمله را گفت.

از دانشگاه آزاد چه خبر تا سه چهار سال قبل اسم شما با دانشگاه آزاد عجین بود “معاونت عمرانی دانشگاه آزاد” چه شد که استعفا دادید؟ دلتنگ آن کار نمی‌شوید؟
هاشمی:تصدی دو شغل پذیرفته نیست، طبیعتا دانشگاه آزاد اسلامی بعنوان یکی از دستاورد‌های آیت الله هاشمی رفسنجانی برای ما خاطره انگیز بوده واهمیت زیادی دارد، اما پس از درگذشت آیت الله هاشمی هیچگونه نقشی در اداره دانشگاه آزاد نداریم.

دکتر ولایتی از رفقا و همکاران وفادار پدر محسوب می‌شوند رابطه شما با ایشان به عنوان رئیس هیئت امنای دانشگاه آزاد چه طور است؟ مدیریت ایشان را تا به امروز چه طور ارزیابی می‌کنید؟
هاشمی:بعد از استعفا از دانشگاه آزاد ارتباط کاری خاصی با ایشان ندارم، مدیریت ایشان در دانشگاه، مورد انتقادات زیادی واقع شده است که باید پاسخ ایشان را نیز به این انتقادات شنید و سپس قضاوت کرد.

فکر می‌کنید اگر حاج آقا در این شرایط زنده بود با توجه به شرایط عهد شکنانه امریکا در برجام چه توصیه‌ای به مردم و دولتمردان می‌کرد؟
هاشمی:عهد شکنی آمریکا موضوعی نبود که آیت الله هاشمی رفسنجانی از آن بی خبر باشد و احتمال آن را ندهد، اتفاقا یکی از دلایل برجام این بود که ما بتوانیم باطن و واقعیت ظالم وعهد شکن دولت آمریکا را به تمام دنیا نشان دهیم، و بتوانیم موضع اروپا را از آمریکا جدا کنیم.

قبل از برجام غرب با تبلیغات سنگین جمهوری اسلامی را به دروغ به نقض تعهدات خود در« ان پی تی» متهم می‌کرد و حتی روسیه و چین با قطعنامه‌های تحریم علیه ایران همراه شده بودند ورای موافق داده بودند، اما امروز وبا ابتکاری که نظام به خرج داد، توانستیم آمریکا را منزوی کنیم به نحوی که نه تنها کشور‌های غیرمتعهد ودوستانمان بلکه اروپا وکشور‌های متحد آمریکا نیز بر وفای به عهد ایران تاکید کنند وامریکا از عهد شکنی برحذر دارند.

توصیه آیت الله هاشمی به مسئولان در همه شرایط ایستادگی روی اصول، عدم ترس و واهمه از تهدید‌ها و وفای به عهد و حفظ وجهه جمهوری اسلامی ایران بود و اگر مسئولان به این توصیه‌ها عمل کنند فرجام برجام در هرشرایطی به سود ایران خواهد بود و دولت آمریکا نیز اگر بر عهد شکنی اصرار کند، تنها روسیاهی وننگ بین المللی و تبعات سنگین اقدامات خود را شاهد خواهد بود.

در انتخابات ۹۲ خانواده به دلیل احتمال هتک حرمت موافق کاندیداتوری آیت الله هاشمی نبود
آیا آیت الله هاشمی اهل مشورت در تصمیم گیری‌های کلان کشور مثل کاندیداتوری در انتخابات ریاست جمهوری سال ۹۲ با شما یا سایر فرزندان بودند؟ نظر شما نسبت به کاندیداتوری ایشان در سال ۹۲ چه بود؟
هاشمی:ایشان شنونده بسیار خوب وکم نظیری بودند و در مسایلی روز نظر اعضای خانواده را می‌شنیدند و بعد خودشان تصمیم می‌گرفتند، در انتخابات ۹۲ نیز ما با ایشان صحبت‌های زیادی کردیم و در جلسه مفصلی من جمع بندی خودم و نظرات دیگران را به ایشان منتقل کردم، در مجموع نظر خانواده موافق کاندیداتوری ایشان نبود، چون احتمال تخریب و هتک حرمت ایشان را می‌دادیم وشرایط آن زمان کشور نیز بسیار دشوار وخطرناک بود و پذیرش مسئولیت برای ایشان می‌توانست سخت وطاقت فرسا باشد، اما استدلال ایشان این بود که انقلاب ونظام در خطر است وچشم امید مردم به من دوخته شده است در این شرایط نمی‌توان انقلاب ومردم را تنها بگذارم وضعیت خودم در مقابل مصالح مردم اهمیتی ندارد، با این استدلال بود که ایشان در انتخابات ریاست جمهوری ثبت نام کرد.

پس از ردصلاحیت آیت الله هاشمی خوشحال بود که به وظیفه عمل کرده ودیگر مدیون مردم نیست
واکنش شخصی ایشان به رد صلاحیتش چه بود؟
هاشمی:به حدی با خونسردی وآرامش با موضوع برخورد کردند که برای ما قابل تصور نبود، گویا بار بزرگی را از روی دوش ایشان برداشتند، حتی خوشحال بودند که به وظیفه خود عمل کردند ودیگر مدیون مردم نیستند.

به طور کلی دغدغه و نگرانی‌های حاج آقا بیشتر حول چه موضوعاتی بود؟
هاشمی: ایشان برای آینده مردم و کارامدی نظام بسیار نگران بود، تامین معیشت ورفاه عمومی از اولویت‌های ایشان بود، اشتغال، تولید و امنیت عمومی از شاخصه‌های اصلی مدنظر ایشان بود که باید توسط حکومت برای مردم فراهم شود.

مشکلات تامین دارو و آزادی اسراء به ترتیب عصبانی ترین و خوشحالترین ایامی بود که آیت الله را در امور کشورداری دیدم
عصبانی‌ترین و خوشحال‌ترین موقعی که حاج آقا را به لحاظ امور کشورداری دیدید، چه مواقعی بود؟
هاشمی:معروف است، ایشان دو مرتبه در دوره ریاست جمهوریشان عصبانی شدند، که یکی بدلیل مشکلی بود که در تامین دارو برای مردم بوجود آمده بود، خوشحال‌ترین زمان ایشان در دوره ریاست جمهوری نیز زمان آزادی اسرا بود که بدلیل تجربه زندانی که در نظام قبل داشتند و هم مسئولیتی که در فرماندهی جنگ داشتند بی نهایت از آزادی اسرایمان خوشحال بودند.

آقای جهانگیری را اصلاح طلب می‌دانید یا کارگزارانی؟
هاشمی:آقای جهانگیری تا یکسال پیش از انتخابات رییس شورای مرکزی حزب کارگزاران بودند که بدلیل تصمیم ومشغله‌ای که داشتند استفعا دادند، البته کارگزاران خود جز احزاب اصلاح طلب محسوب می‌شود.

به طور کلی شرایط سیاسی برای خانواده هاشمی بعد از فوت حاج آقا را چه طور ارزیابی می‌کنید؟
هاشمی:شرایط عاطفی و روحی بسیار سختی را بدلیل فقدان آیت الله هاشمی رفسنجانی تجربه می‌کنیم، حضور برادرم مهدی در زندان و رنجی که مادرم از غیبت او می‌کشد هم شرایط را دشوار‌تر ساخته است، خواهران وبرادرم نیز بعضا دچار برخی مشکلات می‌شوند که باید پیگیری شود، در این شرایط تنها محبت و لطف بی دریغ مردم است که تسلی بخش وموجب ارامش ماست.

نوشته محسن هاشمی: آقای کروبی معلم دینی ما در دبیرستان بود/ آیت‌الله هاشمی از شنیدن خبر ردصلاحیت‌شان خوشحال شدند/ ماجرای عصبانیت و خوشحالی آیت الله هاشمی در ایام ریاست جمهوری اولین بار در پایگاه خبری / تحلیلی نگام. پدیدار شد.

Powered by WPeMatico

جهانگیری: توهین به ملت ایران است که شرکتی در یکی از کشورهای همسایه دفتر نمایندگی بزند و در ایران کالای خود را به فروش برساند

نگام ، سیاسی _ معاون اول رئیس‌جمهور با بیان اینکه بازار داخلی نباید به راحتی در اختیار دنیا قرار گیرد، گفت: توهین به ملت ایران است که شرکتی در یکی از کشورهای همسایه دفتر نمایندگی بزند و در ایران کالای خود را به فروش برساند.

 

به گزارش انتخاب ، اسحاق جهانگیری ظهر دیروز در آئین رونمائی از نخستین خودرو تولیدی هیوندای اکسنت شرکت کرمان‌موتور در منطقه ویژه اقتصادی ارگ جدید بم اظهار داشت: عید نوروز را به همه ایرانیان در سراسر جهان تبریک گفته و امیدوارم سالی پر از موفقیت برای همه باشد.

وی با بیان اینکه هر سال عادتم این است که خدمت مادرم برسم و برای همین به کرمان می‌آیم، بیان کرد: اصل سفرم به کرمان یک سفر غیرکاری و دیدار نوروزی بوده است. امروز به بم آمدم و یکی از خاطره‌‌انگیزترین شهرهای ایران برای من بم است و نخستین مسئولیت خود را از این منطقه آغاز کردم.

معاون اول رئیس‌جمهور با اشاره به اینکه امیدوارم بتوانیم گرد و غبار محرومیت را از شرق استان کرمان برطرف کنیم، خاطرنشان کرد: زلزله بم یکی از تلخ‌ترین حوادث بود و چندین هزار نفر از هموطنان ما در این حادثه جان خود را از دست دادند. به‌همت مسئولان و جوانان این منطقه، بم دوباره ایستاده و راه توسعه خود را ادامه می‌دهد البته نواقصی هم وجود دارد که برای رفع آن‌ها پیگیری می‌کنیم.

وی با اشاره به اینکه هر منطقه یک استعدادی دارد و خرمای مضافتی بم یک ظرفیت مهم برای این منطقه است، تصریح کرد: این محصول کشاورزی، صادرات آن ارزش افزوده خوبی برای کشور دارد. کشاورزان خرما مشکلاتی دارند؛ این محصول کشاورزی، محصولی است که دیر به ثمر می‌رسد و هنوز بازار صادراتی خود را به خوبی پیدا نکرده و از وزیر کشاورزی و وزیر صنعت می‌خواهم که در این زمینه ورود و پیگیری جدی داشته باشند.

جهانگیری با اشاره به اینکه شعار سال توسط مقام معظم رهبری “حمایت از کالای ایرانی” نامگذاری شده و این یک واقعیت است، تصریح کرد: هیچ کشوری نمی‌تواند توسعه پیدا کند به‌جز آن‌که به تولیدکنندگان و کارگران و سرمایه‌گذاران خود احترام بگذارد. مدیری که مدیریت می‌کند باید مورد احترام قرار گیرد و کارگری هم که زحمت می‌کشد مورد احترام است. محصول و تولید ایرانی وقتی موفق و دارای اعتبار است که کاری کنیم محصول ایرانی مورد توجه قرار گیرد.

وی با اشاره به اینکه فرهنگ کشور باید به سمتی برود که مردم کالای داخلی را با عشق و علاقه مصرف کنند، گفت: متاسفانه داشتن محصول خارجی یک پرستیژ شده و اشتباه است.

معاون اول رئیس‌جمهور با بیان اینکه بعضی از مردم فکر می‌کنند اگر کالای خارجی نخرند چیزی کم دارند، بیان کرد: رسانه‌ها و تریبون‌داران به‌جای محکوم‌کردن عده‌ای، در راستای تغییر فرهنگ مردم برای استفاده از کالای داخلی اقدام کنند. در ژاپن مردم این کشور پشت تولیدکنندگان خود ایستادند؛ البته در این مسیر تولیدکننده هم باید متعهد شود که کیفیت کالای خود را بالا ببرد و بهای تولید را کاهش دهد.

جهانگیری با بیان اینکه نباید با تولید کالای بی‌کیفیت به مردم خودمان جفا کنیم، افزود: باید بازار رقابتی ایجاد کنیم و رقبا با رقابت به دنبال کیفیت بروند. یکی از محورهای اقتصاد مقاومتی نیز رقابت است؛ تولیدکنندگان انتظار مبارزه با قاچاق کالا را دارند.

معاون اول رئیس‌جمهور با بیان اینکه سال گذشته در ستاد مبارزه با قاچاق کالا و ارز به این نتیجه رسیدیم که چند کالا بیس اصلی قاچاق هستند و روی آن‌ها تمرکز کردیم، گفت: تولیدکننده داخلی باید از قاچاق کالا ایمن و واردات کالا نیز مدیریت شود.

وی با تاکید بر اینکه بازار داخلی نباید به راحتی در اختیار دنیا قرار گیرد و باید از بازار خودمان حفاظت و حراست کنیم، افزود: به طرف‌های خارجی که می‌خواهند با ایران کار ‌کنند باید با شرکای داخلی خود در ایران سرمایه‌گذاری و مشارکت کنند و تولید مشترک باید به بازار جهانی صادر شود.

جهانگیری با اشاره به اینکه ایران یک کشور بزرگ در منطقه است و جمعیت جوان خوبی داریم، بیان کرد: به‌طور طبیعی برای هر کشور دنیا جذاب هستیم و باید خودمان را مهم بدانیم و از موضع یک کشور بزرگ و مهم با دنیا حرف بزنیم.

وی با بیان اینکه کالای خارجی نیز باید خدمات پس از فروش داشته باشد و در صورت مشکل کالا کسی باشد آن را حل کند و نمایندگی در ایران داشته باشد‌، گفت: توهین به ملت ایران است که شرکتی در یکی از کشورهای همسایه دفتر نمایندگی بزند و در ایران کالای خود را به فروش برساند با این مسئله برخورد می‌کنیم و اجازه نخواهیم داد.

معاون اول رئیس‌جمهور با اشاره به اینکه سال گذشته تشویق صادراتی گذاشتیم، تصریح کرد: از صادرات کالای ایرانی حمایت می‌کنیم و مردم هم از کالای ایرانی صادراتی حمایت کرده و از آن کالا بیشتر خرید کنند.

وی با بیان اینکه در ستاد اقتصاد مقاومتی این سیاست‌ها را پیگیری خواهیم کرد، افزود: جای تاسف دارد که بخشی از نهادهای دولتی برای تولیدکنندگان داخلی ایجاد مزاحمت کنند.

جهانگیری با اشاره به اینکه انصاف باید داشته باشیم بیان کرد: در حال حاضر برای حدود ۱۰ هزار نفر در کارخانجات خودروسازی بم اشتغال ایجاد شده است.

وی با بیان اینکه پشتوانه ایران، یک ملت متمدن است و نباید به کسانی که کار می‌کنند بخل ورزید، تصریح کرد: احمقانه‌ترین روش است که آمریکا بخواهد ملت ایران را تهدید کند و ترامپ هیچ تهدیدی در مقابل عظمت ملت ایران نیست.

معاون اول رئیس‌جمهور با اشاره به اینکه از ده‌ها خطر و تهدید بزرگ عبور کردیم، افزود: باید با ملت ایران با ادب و احترام و منطق سخن گفته شود و اگر غیر از این باشد خودشان ضرر می‌کنند.

وی با بیان اینکه اگر آمریکا بدعهدی کند و پشت‌پا به توافقات بزند دنیا خواهد فهمید که به آمریکا نمی‌شود اعتماد کرد، بیان کرد: ما علاقه‌مند هستیم که با دنیا تعامل داشته باشیم و نشان دادیم که اهل منطق و کار کردن هستیم.

نوشته جهانگیری: توهین به ملت ایران است که شرکتی در یکی از کشورهای همسایه دفتر نمایندگی بزند و در ایران کالای خود را به فروش برساند اولین بار در پایگاه خبری / تحلیلی نگام. پدیدار شد.

Powered by WPeMatico

توضیح محمدتقی کروبی در مورد ادعای نماینده مجلس : مادرم گفته بود که اگر صداقتی در گفتارتان هست به حصر مهندس موسوی و خانم رهنورد که نامه‌ای ننوشته‌اند پایان دهید

نگام ، سیاسی _ در ارتباط با ادعای بهروز نعمتی نماینده مجلس که گفته بود نامه آقای کروبی به آقای خامنه‌ای مانع رفع حصر پیش از پایان سال شدمحمد تقی کروبی توضیحاتی ارائه نمود.

وی در این زمینه به سحام گفت: پس از انتشار نامه پدر به رهبری سه عضو دستگاه امنیتی دیداری با مادرم داشتند و در آنجا مشابه همین حرف را گفتند.

مادرم هم در پاسخ گفته بود که اگر صداقتی در گفتارتان هست پس به حصر مهندس موسوی و خانم رهنورد که نامه‌ای ننوشته‌اند پایان دهید.

ببینید این حصراز ابتدا تاکنون معیار و مبنایی جز اراده صاحب قدرت نداشته و مقامات امنیتی و قضایی هم بارها در گفته‌هایشان بر این نکته صحه گذاشته‌اند.

محمد تقی کروبی در این گفتگو اضافه کرد: ۷ سال و دو ماه از آغاز حصر غیرقانونی و بی ضابطه حکومت می گذرد.

بهتر است دوستان چه آنانی که نیت‌خوانی حکومت می‌کنند و یا آنانی که وعده سَر خرمن می‌دهند، قدری شفاف‌تر سخن بگویند و حقوق محصورین و دو خانواده را در دانستن رعایت کنند.

او در پاسخ به این پرسش که آیا در سال جدید با پدر محصورش صحبت کرده به سحام گفت: یک هفته پیش از مادرم خواستم تا هماهنگی لازم برای صحبت من و خانواد‌ه‌ام با پدر در هنگام سال تحویل را انجام دهند.

متاسفانه این ارتباط هنوز برقرار نشده است.

نوشته توضیح محمدتقی کروبی در مورد ادعای نماینده مجلس : مادرم گفته بود که اگر صداقتی در گفتارتان هست به حصر مهندس موسوی و خانم رهنورد که نامه‌ای ننوشته‌اند پایان دهید اولین بار در پایگاه خبری / تحلیلی نگام. پدیدار شد.

Powered by WPeMatico

دستور حمله به تاجزاده از اتاق فرمان در عصبانیتِ دلواپسان

نگام ، سیاسی _ در پی انتشار توئیتی از سوی سیدمصطفی تاج‌زاده، معاون سیاسی اسبق وزیر کشور در دولت اصلاحات درباره چند و چون استعفای محمدعلی نجفی از ساختمان بهشت، اخیرا هجمه‌های زیاد و عموما تندی علیه این فعال سیاسی اصلاح‌طلب صورت گرفته است.

به گزارش امتداد در همین سو، خبرگزاری تسنیم در گزارشی به قلم جعفر درونه به توئیت اخیر تاج‌زاده اشاره کرده و می‌نویسد: “آیا تمرکز آقای تاج‌زاده روی اهانت به مقدسات و ارزش‌های اسلامی و انقلابی و شخصیت‌های برجسته نظام که حتی با صرف نظر از بعد اعتقادی از نظر قانونی باید حرمتشان پاس داشته شود، تصادفی است؟”

در ادامه این گزارش نیز چنین آمده: “سئوال اصلی از سران و عقلای جریان اصلاحات این است که اگر این مأموریت از سوی شما به این پیاده نظام لجوج واگذار نشده است چرا در برابر این اقدامات سخیف و کینه‌جویانه این سرباز خودسر موضع نمی‌گیرید؟”

و دست آخر نیز نگارنده مطلب مذکور در مقام نصیحت برآمده و تاکید می‌کند: “وقتی افرادی مانند تاج‌زاده رسما و با بی‌شرمی برای پیشبرد مقاصد سیاسی خود به عالی‌ترین مقامات نظام نسبت‌های ناروا و دروغ می‌دهند آیا عقلای این جریان نباید بر این چموشی‌ها لجام بزنند؟”

همچنین حسین دلیریان، خبرنگار همین خبرگزاری نیز که عموما به سان هم‌کیشان خود در جار و جنجال‌های رئیس دولت محبوب‌شان سکوت پیشه کرده، با اشاره به توئیت تاج‌زاده نوشت: “اصلاح‌طلب خشونت‌طلب” یعنی سازمان منحله مجاهدین و حزب منحله مشارکت یعنی مصطفی تاج‌زاده و دار و دسته افراطیون که نمی‌ذارن کشور و مردم با وحدت به فکر حل مشکلات باشن.”

وی همچنین در توئیت دیگری نیز می‌نویسد: “آقای آملی لاریجانی، ریاست محترم دستگاه قضایی! مصطفی تاج‌زاده معروف به اصلاح‌طلب خشونت‌طلب را دریابید، افسارش را پاره کرده است”

در همین روند اما عباس کلاهدوز، دبیر سرویس سیاسی خبرگزاری تسنیم، با ادبیاتی اینچنین می‌نویسد: “سنگ‌ها را بستن و سگ‌ها را باز کردن” به شیوه اصلاح‌طلب‌ها یعنی دقیقا همین که بهزاد نبوی مصاحبه کنه بگه اصلاح‌طلب‌ها از اقدامات رادیکال سودی نمی‌برند.”

به هر تقدیر در هر مسلک و مشی و مرامی، ادب مرد به ز دولت اوست و بی‌گمان در فضای آکواریومی مجازی امروز، مردم خود به شفافیت نظاره‌گر ادبیات کسانی هستند که داعیه حرکت‌شان بر مدار ارزش و اخلاق و ادب گوش فلک را کر کرده و به ظاهر برای نهی شان از منکرات، خود راهیچگاه مخاطب این نهی نمی‌دانند.

اخیرا شخص سیدمصطفی تاج‌زاده نیز در توئیتی آورده بود: “سومین بازجوی سپاهی‌ام در تیرماه ۸۸ با هتاکی و ضرب و شتم به دنبال پاسخ این پرسش بود که چرا من در تبلیغات انتخاباتی احمدی‌نژاد را دروغ‌گو نامیدم” توئیت معناداری که مخاطب با نگاهی به آن از خود خواهد پرسید که اگر دروغگو خواندن احمدی‌نژاد هتاکی و ضرب و شتم داشته، چنین ادبیاتی علیه توئیت اخیر معاون سیاسی وزارت کشور دولت اصلاحات حتی در دوگانه‌ترین استانداردهای ممکن نیز نیازمند کوچک‌ترین تقبیح دست کم از سوی بزرگان و عقلای اصول‌گرا نخواهد داشت؟!

نوشته دستور حمله به تاجزاده از اتاق فرمان در عصبانیتِ دلواپسان اولین بار در پایگاه خبری / تحلیلی نگام. پدیدار شد.

Powered by WPeMatico