طنز سیاسی : مقدس مآب های بی عقل / علی شریعتی

خدا از آدم‌های قالبیِ رام ِ خشکه مقدس یک بعدی بدش می‌آید؛ اگر نه چرا فرشته‌های مطیع و پاکش را که همگی از آغاز خلقتشان یا در حال رکوع اند و یا در حال سجود … به پای آدم عصیانگرِ خطاکارِ خونریز می‌افکند؟

علی چرا چهار هزار خر مقدس حافظ قرآن و شب زنده دار صائم الدهر قائم الیل را در نهروان به زیر شمشیر مردانه اش می‌گیرد؟

یک شراب خوار بی‌بند و بار اما مرد و وفادار و باشعور، به همه‌ی این جمادات انسان گونه‌ی مقدس مآب بی‌عقل می‌ارزد.

خدا از آدم‌هایی که ضعف و زبونی خود را می‌خواهند با خدا پرستی جبران کنند، بیزار است.

از آنهایی که یک تخته شان کم است و جای خالی آن را با مذهب پر می کنند، نفرت دارد.

نوشته طنز سیاسی : مقدس مآب های بی عقل / علی شریعتی اولین بار در پایگاه خبری / تحلیلی نگام. پدیدار شد.

Powered by WPeMatico

شعر سیاسی : روی من واقعا حساب بکن / سید مهدی موسوی

سگ بزن روی مستی اعصاب

شب ِ این جمع را خراب بکن

جبر با احتمال ِ صد در صد

روی من واقعا حساب بکن!

 

گریه کن باز و «داریوش» بخوان

خفه کن رقص و پایکوبی را

تا که «فریاد زیر آب» شویم

طعم ِ ته مانده های خوبی را

 

توی زیبایی ات شعار بده

موی تب کرده را به باد بریز

عرق کارگر شو قبل از مزد!

اوّلین پیک را زیاد بریز

 

با همه مثل آفتاب بخواب

اهل عصیان ِ توی عصیان باش

شام را در کنار گرگ بخور

خار ِ در چشم ِ گوسفندان باش

 

روی من واقعا حساب بکن

حل شو در استکان، «چرا»یت را

مخفی ام پشت عینک دودی

جنبش ِ سبز ِ چشم هایت را

 

دود سیگار باش و سیگاری

دست ها را بمال بر سقف ِ …

گیج و دیوانه وار ارضا شو

توی یک ارتباط بی وقفه

 

سبز شو مثل برگ های لجوج

توی تهران ِ تا ابد دودی

فکر کن من، توام!… تو، من هستی…

درک کن عاشق جنون بودی!

 

چشم را خیره کن به این گلّه

سگ شو از خشم ِ آن دو تا برّاق

با زمین و زمان و مضمونش

حرفت این بود و هست: استفراغ!

 

قایمم کن ته ِ عروسک هات

شهر، آدم بزرگ هم دارد

زوزه سر کن به شوق همراهیم

بیشه جز موش، گرگ هم دارد!

 

مشت ها را بکوب بر دنیا

که کسی ریده توی اعصابت

خنده ای باش مثل پیروزی

جلوی چشم های قصّابت

 

توی زنجیر هم نمی خواهم

پیش ِ آدم فروش گریه کنیم

بغلم کن «شقایق» غمگین

تا که با «داریوش» گریه کنیم

 

گریه کن مثل انتخاب جنون

گریه هایی که از سر ِ شادی ست

آخرین پیک را زیاد بریز

لذت ِ محض، رمز آزادی ست…

نوشته شعر سیاسی : روی من واقعا حساب بکن / سید مهدی موسوی اولین بار در پایگاه خبری / تحلیلی نگام. پدیدار شد.

Powered by WPeMatico

طنز سیاسی : عرب ملخ خور / داش فرید صلواتی

هر وقت ما ایرانیان در کلاممان نام اعراب را میآوریم ، بی برو برگرد کلمه ملخ خور هم پسوندش گذاشته و خنده مستانه سر داده و با تمسخر و نگاه چمن در قیچی به آنها، دلمان به حالشان می سوزد که بیچاره ها مانند ما ایرانیان صاحب تمدن نیستند.
چه خیال باطلی.
همان عربهای ملخ خور آنچنان ایرانیان صاحب تمدن را به بازی گرفته اند که نگو.
پول و سرمایه مان که برای هر چه زیباتر شدن کشورهای حاشیه خلیج فارس هزینه می شود.
برخی دختران و زنان که ………
خوانندگان و هنرپیشگانمان هم که حق ندارند در کشورهای عربی نامی از خلیج فارس ببرند.
جالب است همین عرب ملخ خور که به ما گفته اند نوکر سرسپرده غرب است به خوبی فرهنگ ، هویت و لباسش را حفظ کرده است.
حاکمین عربستان زود فهمیدند اگر سریعا به اصلاحات فکری در جامعه توجه نکنند سرنوشتشان به مانند مصر ، لیبی ، عراق و سوریه رقم خواهد بود .
حال داش فرید میخواهد بداند این کلمه ملخ خور که به اعراب لقب می دهیم منظور چیست؟
دردناک است که کشورهای حاشیه دریای خزر هم کم کم دارند از اعراب یاد می گیرند چگونه ما را سرکیسه و به بازی بگیرند.
و ما ایرانیان همچنان سالهاست باده مست صاحب تمدن رویایی هستیم.

نوشته طنز سیاسی : عرب ملخ خور / داش فرید صلواتی اولین بار در پایگاه خبری / تحلیلی نگام. پدیدار شد.

Powered by WPeMatico

شعر سیاسی : آن جاده و غروب قشنگی که داشتیم / سید مهدی موسوی

این روزهــا  کـــــه آینه هم  فکــر ظاهر است

هرکس که گفته است خدا نیست کافر است

با  دیدن  قیافه  این  مردمان ِ خوب

باید قبول کرد که گندم مقصّر است

آن سایه ای که پشت سرت راه می رود

گرگی مخوف در کت و شلوار عابر است

کمتر  در  این  زمانه  بـــه  دل  اعتماد  کن

وقتی گرسنه مانده به هر کار حاضر است

شاعر فقط برای خودش حرف می زند

در گوشه اتاق فقط عکس پنجره ست

آن جاده و غروب قشنگی که داشتیم

حالا نمــاد فاصله در ذهن شاعر است

در ایــن دیار ، آمدن نــو بهـار ِ پوچ

تنها دلیل رفتن مرغ مهاجر است

دارد قطار فاجعـــه نزدیک مــی شود

بمبی هنوز در چمدان مسافر است

نوشته شعر سیاسی : آن جاده و غروب قشنگی که داشتیم / سید مهدی موسوی اولین بار در پایگاه خبری / تحلیلی نگام. پدیدار شد.

Powered by WPeMatico

شعر سیاسی ؛ در راستای نامگذاری سال ۹۷ و تأکید بر حمایت از تولید داخلی

ما نباید جنس بنجل از پکن وارد کنیم
ما نباید مهر و تسبیح و کفن وارد کنیم

خودروی ملی اگر تولید می شد بیشتر
هیچ می رفتیم از خارج لگن وارد کنیم؟

سر بچرخانی فراوان است در اطرافمان
واقعا زشت است از جایی لجن وارد کنیم

ما که مسئولانمان شاخند در تولید آن
پس چرا از کشورِ ترکیه«ون»وارد کنیم؟

قدر کافی مفت خور داریم،لازم نیست پس
طالب العلم از امارات و یمن وارد کنیم

تا بگیرد پاچه ی ما را،فراوان است سگ
پس چه معنی می دهد سگ از عدن وارد کنیم؟

جوش آوردند مردم،گازتان را کم کنید
تا نخواهیم از بلادِ غرب فن وارد کنیم

از«توانستن»به تنهایی چه کاری ساخته ست؟
کاشکی یکبار تنها،«خواستن»وارد کنیم

 

#مصطفی_علوی

نوشته شعر سیاسی ؛ در راستای نامگذاری سال ۹۷ و تأکید بر حمایت از تولید داخلی اولین بار در پایگاه خبری / تحلیلی نگام. پدیدار شد.

Powered by WPeMatico

از اعتصاب عجیب مشایی تا فیلتر تلگراف! / علی زراندوز

 

یکی از مسئولان اعلام کرد علاوه بر تلگرام، تلگراف هم به‌زودی فیلتر می‌شود! ایشان در ادامه گفت: پس از فیلتر کردن تلگرام و سایر شبکه‌های اجتماعی و قطع کردن اینترنت و قطع کردن تلفن، در حال حاضر تنها وسیله ارتباطی مردم تلگراف است که چون در چندین نقطه کشور، موارد سوءاستفاده از صدای تلق و تولوق تلگراف گزارش شده است، این وسیله ارتباطی هم به‌زودی فیلتر می‌شود و مردم می‌توانند به وسیله کبوترهای نامه‌بر با هم ارتباط برقرار کنند و دولت هم در برنامه‌های خود، به‌زودی شبکه ملی کبوترپرانی را راه اندازی می‌کند تا خیال مردم راحت باشد که اطلاعت شخصی‌شان توسط کبوترهای وطنی جابه‌جا می‌شود.

ایشان در پایان اعلام کرد رسیدن از سرورهای خارجی به کبوتران وطنی دستاوردی بوده که جز با تلاش‌های شبانه‌روزی مسئولان در این ۴۰ ساله به دست نمی‌آمد!

 

 

با حضور مسئولان صدا و سیما، شبکه تلویزیونی رضا رشیدپور افتتاح شد! رضا رشید پور در این مراسم اعلام کرد راضی به این همه زحمت نبوده ولی خب لطف دوستان را نمی‌توان بدون پاسخ گذاشت و او شب‌ها هم تا صبح نمی‌خوابد تا این شبکه بتواند به صورت ۲۴ ساعته برنامه زنده داشته باشد.

مدیرعامل صدا و سیما هم در سخنانی از زحمات استاد رشیدپور در این نیم قرن تشکر کرد و گفت: ما دیدیم آقای رشیدپور با این کهولت سن مجبور است در روز بین ۲۱ شبکه تلویزیونی رفت و آمد کند و برنامه اجرا کند، بنابراین تصمیم گرفتیم با افتتاح شبکه رشیدپور، دیگر توان ایشان در مسیر رفت و آمد هدر نشود!

رضا رشیدپور که اجرای این برنامه را به عهده داشت از حاضران عذرخواهی کرد و گفت باید زودتر با حاضران خداحافظی کند چون چند برنامه دیگر به صورت همزمان برای اجرا بر عهده دارد که به صورت ویدیو کنفرانس قرار است کار همه را راه بیندازد!

 

 

اسفندیار رحیم مشایی اعلام کرد در صورتی‌که باز هم دستگیر شود، اعتصاب نور و کلروفیل می‌کند! ایشان که در جمع خبرنگاران بود، با مشاهده چهره بهت‌زده آن‌ها گفت: بنده به عنوان یک درخت سرسبز وارد زندان می‌شوم ولی پس از اعتصاب نور و کلروفیل، برگ‌هایم زرد می‌شود و خودتان دیگر می‌دانید چه کسی مسئول این زردی و خشکی است!

ایشان در ادامه گفت: راستش تازه الان دارم حس و حال اون درختی که ۴۰سال قبل، آن‌را در پیت حلبی کاشتیم را درک می‌کنم … شما نمی‌دانید درخت‌ها در چهاردیواری چی می‌کشند… به قول شاعر: اون درخت سربلند پرغرور که سرش داره به خورشید میرسه منم منم/ اون درخت سر سپرده به تبر که واسه دکتر دلواپسه منم منم!

نامبرده در پایان صحبت‌هایش گفت: از دکتر احمدی‌نژاد تشکر می‌کنم که در این سال‌ها هر وقت به ملاقات من آمدند، با آب پاش اسپری‌ای، به برگ‌های خسته بنده طراوت را هدیه دادند!

 

روزنامه طنز بی قانون (ضمیمه طنز روزنامه قانون)

نوشته از اعتصاب عجیب مشایی تا فیلتر تلگراف! / علی زراندوز اولین بار در پایگاه خبری / تحلیلی نگام. پدیدار شد.

Powered by WPeMatico

شعرسیاسی: من از نگاه کلاغی که رفت فهمیدم ؛ که سرنوشت درختان باغمان تبر است / سیدمهدی موسوی

نگاه می کنم از غم به غم که بیشتر است

به خیسی چمدانی که عازم سفر است

من از نگاه کلاغی که رفت فهمیدم

که سرنوشت درختان باغمان تبر است

به کودکانه ترین خواب های توی تنت

به عشقبازی من با ادامه ی بدنت

به هر رگی که زدی و زدم به حسّ جنون

به بچّه ای که توام! در میان جاری خون

به آخرین فریادی که توی حنجره است

صدای پای تگرگی که پشت پنجره است

به خواب رفتن تو روی تخت یک نفره

به خوردن ِ دمپایی بر آخرین حشره

به «هرگز»ت که سؤالی شد و نوشت: «کدام؟»

به دست های تو در آخرین تشنّج هام

به گریه کردن یک مرد، آنور ِ گوشی

به شعر خواندن ِ تا صبح بی هماغوشی

به بوسه های تو در خواب احتمالی من

به فیلم های ندیده، به مبل خالی من

به لذت رؤیایت که بر تن ِ کفی ام…

به خستگی تو از حرف های فلسفی ام

به گریه در وسط ِ شعرهایی از «سعدی»

به چای خوردن تو پیش آدم بعدی

قسم به اینهمه که در سَرم مُدام شده

قسم به من! به همین شاعر تمام شده

قسم به این شب و این شعرهای خط خطی ام

دوباره برمی گردم به شهر لعنتی ام

به بحث علمی بی مزّه ام در ِ گوشت

دوباره برمی گردم به امن ِ آغوشت

به آخرین رؤیامان، به قبل کابوس ِ …

دوباره برمی گردم، به آخرین بوسه!

نوشته شعرسیاسی: من از نگاه کلاغی که رفت فهمیدم ؛ که سرنوشت درختان باغمان تبر است / سیدمهدی موسوی اولین بار در پایگاه خبری / تحلیلی نگام. پدیدار شد.

Powered by WPeMatico

قوانین ۹۶ / مهرشاد مرتضوی

در سالی که گذشت، قوانین دستخوش تغییرات زیادی شد. مسلما منظورمون قوانین فیزیکه، وگرنه قوانین اقتصادی جاری رو که توپ تکون نمیده و اگه نمایندگانی هم ببینن که یه سری قانون اقتصادی مربوط به زمان کشف آتشه، هستن دوستانی که احساس کنن نظر اون گروه اول سیاسیه و باهاش مخالفت کنن. پس می‌بینیم که قوانین فیزیک خیلی ساده‌تر قابل عوض شدنه.

یکی از قانون‌هایی که امسال نقض شد، قانون حرکت بود. محققان وطنی با زیاد کردن ماهیانه ۱۰۰ هزار تومن به حقوق یک کارمند آزمایشگاهی، به این نتیجه رسیدن که اگر با سرعت نور به جلو حرکت کنی یا از نردبون بالا بری هم، در بهترین شرایط جات ثابت میمونه یا حتی ممکنه کمی به عقب حرکت کرده باشی.

دانشمندان در بخش بیوفیزیک هم دستاوردهای چشمگیری داشتن و باورهای قدیمی مردم مبنی بر اینکه برای تحرک و فعالیت نیاز به سوخت حاصل از غذا داریم رو نقض کردن. به باور دانشمندهای خوب کشورمون، دیدن برگه قسط، قبض، شهریه و خرج خونه انرژی لازم برای کار رو تامین میکنه و حتی نیاز به یک وعده غذا هم نداره. گفتنی نیست نمونه آزمایشی این عزیزان، کارگرانی بودن که هشت ماهه حقوق نگرفتن.

اما مهم‌ترین مورد، قانون ثبوته. بر این اساس، ریال ایران دربرابر هر جنبنده‌ای ثابته و از سیاهچاله‌های کهکشان TX-234B هم بی‌حرکت‌تره. یعنی دلار گرون میشه، ریال مثل مرد ثابته. مرغ و گوشت گرون میشه، ریال ثابته. ماشین گرون میشه، ریال ثابته. نون و شیر و اکسیژن موجود در هوا علاوه بر کم شدن، گرون میشن، باز ریال حرکتی نمیکنه.

پس خیالتون راحت؛ هر اتفاقی بیفته، شما همون مقدار مشخص حقوق رو میگیرین (یا نمیگیرین) و ارزشش هیچ تغییری نمیکنه؛ البته فقط نسبت به خود ریال.

از همین‌جا سال ۹۷ خوب و دور از پراید و هواپیما و قطاری براتون آرزو می‌کنم و امیدوارم به قوانین فیزیک دل نبندین، رفتنی‌ان.

نوشته قوانین ۹۶ / مهرشاد مرتضوی اولین بار در پایگاه خبری / تحلیلی نگام. پدیدار شد.

Powered by WPeMatico

شعر سیاسی : سرنگون گشتن فوّاره به ما ثابت کرد / محمد سلمانی

مرز زیبایی اگر آنسوی دنیا برود
چشم باید به همان سو به تماشا برود

دیده از دور دو دریای مجاور با هم
چشم من می شکند پنجره را تا برود

بارها سنگ به پیشانی شوقش خورده
رود اگر خواسته از درّه به دریا برود

سرنگون گشتن فوّاره به ما ثابت کرد
آب می خواسته با واسطه بالا برود

آی مردم! به خدا آب زلال است، زلال…
بگذارید خودش راهِ خودش را برود

کدخدا گفته که تا کار به دعوا نکشد
یکی از این دو نفر باید از اینجا برود

یا که یوسف به دیار پدری برگردد
یا که با پیرهنِ پاره زلیخا برود

کدخدا گفته که این دهکده، عاشقکده نیست
هرکه عاشق شده از دهکده ی ما برود

کوزه بر دوش سرِچشمه نیا… با این حرف
باید از دهکده یک دهکده رسوا برود

باز پیراهنِ گلدار به تن خواهی کرد
صبر کن از سرِ این گردنه سرما برود

نوشته شعر سیاسی : سرنگون گشتن فوّاره به ما ثابت کرد / محمد سلمانی اولین بار در پایگاه خبری / تحلیلی نگام. پدیدار شد.

Powered by WPeMatico

طنزسیاسی : سیل بنیان کن مشایی ، خنده دارترین دیالوگ سال / میثم(محمدهادی)بازیاری

خنده دار ترین دیالوگ سال ۹۶ به آقای مشایی تعلق گرفت وقتی که در منزل بقایی از سیل بنیان کن می گفت و داشت خط و نشان می کشید و قرار بود سیلی عظیم به یکبار همه چیز را نابود کند اما بنده خدا هنوز دیالوگش پخش نشده خواست از خانه بقایی بیرون بیاید و به یکباره خودش گرفتار سیل شد و تا چشم باز کرد دید دست بند به دستهایش زدند و با یک چشم بند خوشگل از همانهایی که سالها خودش برچشم زندانیان نگون بخت سیاسی میگذاشت بر چشمش گذاشتند و سوار بر خودرویی به سمت جایی بردندش که تا سالها خاطره سیل آن شب را از یاد نخواهد برد البته اگر در بازداشت شانس بیاورد و خودکشی اش نکنند.

نوشته طنزسیاسی : سیل بنیان کن مشایی ، خنده دارترین دیالوگ سال / میثم(محمدهادی)بازیاری اولین بار در پایگاه خبری / تحلیلی نگام. پدیدار شد.

Powered by WPeMatico